meanings

[ایالات متحده]/[ˈmiːnɪŋz]/
[بریتانیا]/[ˈmiːnɪŋz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ایده‌ای یا احساسی که چیزی نمایان یا نماد آن است؛ هدف یا اهمیت چیزی؛ برداشت‌ها یا درک‌های چندگانه از چیزی؛ اهمیت یا دلالت چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

hidden meanings

معانی پنهان

multiple meanings

معانی متعدد

finding meanings

جستجوی معانی

deeper meanings

معانی عمیق‌تر

lost meanings

معانی گمشده

understanding meanings

درک معانی

exploring meanings

کاوش در معانی

shifting meanings

معانی متغیر

original meanings

معانی اصلی

complex meanings

معانی پیچیده

جملات نمونه

the poem is open to many interpretations and meanings.

ترانه برای تفسیرها و معانی مختلف باز است.

what did she mean by that comment? i missed the meanings behind it.

او منظورش از آن نظر چه بود؟ من معانی پشت آن را از دست دادم.

the subtle meanings of the text were lost on him.

معانی ظریف متن برای او گم شد.

let's explore the deeper meanings of this historical event.

بیایید معانی عمیق‌تر این رویداد تاریخی را بررسی کنیم.

the artist used symbolism to convey hidden meanings in the painting.

هنرمند از نمادگرایی برای انتقال معانی پنهان در نقاشی استفاده کرد.

understanding the cultural context is key to grasping the meanings.

درک زمینه فرهنگی برای درک معانی کلیدی است.

the words themselves don't always reveal the true meanings.

خود کلمات همیشه معانی واقعی را نشان نمی‌دهند.

we need to analyze the data to uncover the underlying meanings.

ما باید داده‌ها را تجزیه و تحلیل کنیم تا معانی زیربنایی را کشف کنیم.

the meanings of life are different for everyone.

معانی زندگی برای همه متفاوت است.

the author intended to convey several complex meanings.

نویسنده قصد داشت چندین معنای پیچیده را منتقل کند.

the legal meanings of the contract are very specific.

معانی قانونی قرارداد بسیار خاص هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید