health-promoting foods
غذاهای ارتقایدهنده سلامت
health-promoting activities
فعالیتهای ارتقایدهنده سلامت
highly health-promoting
بسیار ارتقایدهنده سلامت
health-promoting lifestyle
سبک زندگی ارتقایدهنده سلامت
health-promoting environment
محیط ارتقایدهنده سلامت
health-promoting program
برنامه ارتقایدهنده سلامت
naturally health-promoting
ارتقایدهنده سلامت به طور طبیعی
the community center offers health-promoting activities for all ages.
مرکز اجتماعیت فعالیتهای ترویج سلامت را برای همه سنین ارائه میدهد.
regular exercise is a key component of a health-promoting lifestyle.
ورزش منظم یک جزء کلیدی از یک سبک زندگی ترویجکننده سلامت است.
we need health-promoting policies to address the obesity crisis.
ما به سیاستهای ترویج سلامت برای مقابله با بحران چاقی نیاز داریم.
the school implemented health-promoting programs to improve student well-being.
مدرسه برنامههای ترویج سلامت را برای بهبود سلامت دانشآموزان اجرا کرد.
a health-promoting diet rich in fruits and vegetables is essential.
یک رژیم غذایی ترویجکننده سلامت که سرشار از میوهها و سبزیجات است، ضروری است.
the workplace wellness program focused on health-promoting behaviors.
برنامه تندرستی محل کار بر روی رفتارهای ترویجکننده سلامت متمرکز بود.
creating a health-promoting environment is crucial for public health.
ایجاد یک محیط ترویجکننده سلامت برای سلامت عمومی بسیار مهم است.
the research highlighted the benefits of health-promoting interventions.
تحقیقات مزایای مداخلات ترویج سلامت را برجسته کرد.
she advocates for health-promoting policies in her local government.
او از سیاستهای ترویج سلامت در دولت محلی خود حمایت میکند.
the program aimed to establish health-promoting habits among young people.
هدف برنامه ایجاد عادات ترویجکننده سلامت در جوانان بود.
investing in health-promoting infrastructure benefits the entire community.
سرمایهگذاری در زیرساختهای ترویج سلامت به نفع کل جامعه است.
health-promoting foods
غذاهای ارتقایدهنده سلامت
health-promoting activities
فعالیتهای ارتقایدهنده سلامت
highly health-promoting
بسیار ارتقایدهنده سلامت
health-promoting lifestyle
سبک زندگی ارتقایدهنده سلامت
health-promoting environment
محیط ارتقایدهنده سلامت
health-promoting program
برنامه ارتقایدهنده سلامت
naturally health-promoting
ارتقایدهنده سلامت به طور طبیعی
the community center offers health-promoting activities for all ages.
مرکز اجتماعیت فعالیتهای ترویج سلامت را برای همه سنین ارائه میدهد.
regular exercise is a key component of a health-promoting lifestyle.
ورزش منظم یک جزء کلیدی از یک سبک زندگی ترویجکننده سلامت است.
we need health-promoting policies to address the obesity crisis.
ما به سیاستهای ترویج سلامت برای مقابله با بحران چاقی نیاز داریم.
the school implemented health-promoting programs to improve student well-being.
مدرسه برنامههای ترویج سلامت را برای بهبود سلامت دانشآموزان اجرا کرد.
a health-promoting diet rich in fruits and vegetables is essential.
یک رژیم غذایی ترویجکننده سلامت که سرشار از میوهها و سبزیجات است، ضروری است.
the workplace wellness program focused on health-promoting behaviors.
برنامه تندرستی محل کار بر روی رفتارهای ترویجکننده سلامت متمرکز بود.
creating a health-promoting environment is crucial for public health.
ایجاد یک محیط ترویجکننده سلامت برای سلامت عمومی بسیار مهم است.
the research highlighted the benefits of health-promoting interventions.
تحقیقات مزایای مداخلات ترویج سلامت را برجسته کرد.
she advocates for health-promoting policies in her local government.
او از سیاستهای ترویج سلامت در دولت محلی خود حمایت میکند.
the program aimed to establish health-promoting habits among young people.
هدف برنامه ایجاد عادات ترویجکننده سلامت در جوانان بود.
investing in health-promoting infrastructure benefits the entire community.
سرمایهگذاری در زیرساختهای ترویج سلامت به نفع کل جامعه است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید