meetinghouse

[ایالات متحده]/ˈmiːtɪŋhaʊs/
[بریتانیا]/ˈmiːtɪŋhaʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (مذهب مسیحی) مکان عبادت؛ کلیسا، سالن ملاقات
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

community meetinghouse

خانه ملاقات محلی

local meetinghouse

خانه ملاقات محلی

historic meetinghouse

خانه ملاقات تاریخی

town meetinghouse

خانه ملاقات شهری

family meetinghouse

خانه ملاقات خانوادگی

main meetinghouse

خانه ملاقات اصلی

faith meetinghouse

خانه ملاقات با ایمان

new meetinghouse

خانه ملاقات جدید

village meetinghouse

خانه ملاقات روستایی

central meetinghouse

خانه ملاقات مرکزی

جملات نمونه

the community gathered at the meetinghouse for discussions.

جامعه در محل گردهمایی برای بحث و گفتگو گرد هم آمد.

we held a special event in the meetinghouse last weekend.

ما آخر هفته گذشته یک رویداد ویژه در محل گردهمایی برگزار کردیم.

the meetinghouse serves as a hub for local activities.

محل گردهمایی به عنوان یک مرکز برای فعالیت‌های محلی عمل می‌کند.

everyone is invited to the meetinghouse for the annual gathering.

همه برای گردهمایی سالانه به محل گردهمایی دعوت شده اند.

the meetinghouse was beautifully decorated for the holiday.

محل گردهمایی به زیبایی برای تعطیلات تزئین شده بود.

members of the club meet regularly at the meetinghouse.

اعضای باشگاه به طور منظم در محل گردهمایی ملاقات می کنند.

we plan to renovate the meetinghouse next year.

ما قصد داریم سال آینده محل گردهمایی را بازسازی کنیم.

the meetinghouse provides a space for community service projects.

محل گردهمایی فضایی برای پروژه های خدمات اجتماعی فراهم می کند.

discussions about future plans were held in the meetinghouse.

بحث درباره برنامه های آینده در محل گردهمایی انجام شد.

the meetinghouse is a place where friendships are formed.

محل گردهمایی مکانی است که دوستی ها در آن شکل می گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید