meiofauna

[ایالات متحده]/ˌmeɪəʊˈfɔːnə/
[بریتانیا]/ˌmeɪoʊˈfɔːnə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موجودات بنتیک کوچک؛ موجودات کوچک زندگی کننده در رسوب

عبارات و ترکیب‌ها

meiofauna diversity

تنوع زی‌اثران

meiofauna community

جامعه زی‌اثران

meiofauna habitat

زیستگاه زی‌اثران

meiofauna abundance

فراوانی زی‌اثران

meiofauna ecology

اکولوژی زی‌اثران

meiofauna species

گونه‌های زی‌اثران

meiofauna research

تحقیقات زی‌اثران

meiofauna sampling

نمونه‌برداری زی‌اثران

meiofauna distribution

توزیع زی‌اثران

meiofauna metrics

معیارهای زی‌اثران

جملات نمونه

meiofauna plays a crucial role in marine ecosystems.

meiofauna نقش مهمی در اکوسیستم‌های دریایی ایفا می‌کند.

scientists study meiofauna to understand biodiversity.

دانشمندان مطالعه میان‌زیست‌ها برای درک تنوع زیستی انجام می‌دهند.

meiofauna can be affected by environmental changes.

میان‌زیست‌ها می‌توانند تحت تأثیر تغییرات محیطی قرار گیرند.

sampling meiofauna requires specific techniques.

نمونه‌برداری از میان‌زیست‌ها نیاز به تکنیک‌های خاص دارد.

many meiofauna species are found in sediment.

بسیاری از گونه‌های میان‌زیست‌ها در رسوبات یافت می‌شوند.

meiofauna contributes to nutrient cycling in the ocean.

میان‌زیست‌ها به چرخه‌ مواد مغذی در اقیانوس کمک می‌کنند.

researchers are documenting meiofauna diversity.

محققان در حال مستندسازی تنوع میان‌زیست‌ها هستند.

meiofauna can indicate the health of marine habitats.

میان‌زیست‌ها می‌توانند نشان‌دهنده سلامت زیستگاه‌های دریایی باشند.

understanding meiofauna is essential for marine conservation.

درک میان‌زیست‌ها برای حفاظت از دریا ضروری است.

meiofauna research helps in assessing pollution levels.

تحقیقات مربوط به میان‌زیست‌ها به ارزیابی سطح آلودگی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید