glaring menacingly
نگاه کردن با حالتی تهدیدآمیز
walking menacingly
قدم زدن با حالتی تهدیدآمیز
smirking menacingly
خندیدن با حالتی تهدیدآمیز
speaking menacingly
صحبت کردن با حالتی تهدیدآمیز
approaching menacingly
نزدیک شدن با حالتی تهدیدآمیز
staring menacingly
نگاه کردن با حالتی تهدیدآمیز
standing menacingly
ایستادن با حالتی تهدیدآمیز
The dog growled menacingly at the stranger.
سگ با حالتی تهدیدآمیز به غریبه زوزه کشید.
He stared at her menacingly, making her feel uncomfortable.
او با حالتی تهدیدآمیز به او خیره شد و باعث ناراحتی او شد.
The dark clouds loomed menacingly over the city skyline.
ابرهای تیره با حالتی تهدیدآمیز بر فراز خط افق شهر ظاهر شدند.
The villain grinned menacingly as he revealed his evil plan.
قهرمان منفی با حالتی تهدیدآمیز لبخند زد، در حالی که طرح شیطانی خود را فاش میکرد.
The stranger approached the house menacingly, causing the residents to feel uneasy.
غریبه با حالتی تهدیدآمیز به سمت خانه رفت و باعث احساس ناراحتی ساکنان شد.
He spoke menacingly, his tone sending shivers down her spine.
او با لحنی تهدیدآمیز صحبت کرد که باعث لرزش ستون فقرات او شد.
The criminal glared menacingly at the witness in the courtroom.
جنایتکار با حالتی تهدیدآمیز به شاهد در دادگاه خیره شد.
The storm clouds gathered menacingly on the horizon.
ابرهای طوفانی با حالتی تهدیدآمیز در افق جمع شدند.
The masked figure moved menacingly towards the group of people.
شخصیت نقابدار با حالتی تهدیدآمیز به سمت گروهی از مردم حرکت کرد.
The dictator spoke menacingly to the crowd, instilling fear in their hearts.
دیکتاتور با حالتی تهدیدآمیز با جمعیتی صحبت کرد و ترس را در قلبهای آنها ایجاد کرد.
glaring menacingly
نگاه کردن با حالتی تهدیدآمیز
walking menacingly
قدم زدن با حالتی تهدیدآمیز
smirking menacingly
خندیدن با حالتی تهدیدآمیز
speaking menacingly
صحبت کردن با حالتی تهدیدآمیز
approaching menacingly
نزدیک شدن با حالتی تهدیدآمیز
staring menacingly
نگاه کردن با حالتی تهدیدآمیز
standing menacingly
ایستادن با حالتی تهدیدآمیز
The dog growled menacingly at the stranger.
سگ با حالتی تهدیدآمیز به غریبه زوزه کشید.
He stared at her menacingly, making her feel uncomfortable.
او با حالتی تهدیدآمیز به او خیره شد و باعث ناراحتی او شد.
The dark clouds loomed menacingly over the city skyline.
ابرهای تیره با حالتی تهدیدآمیز بر فراز خط افق شهر ظاهر شدند.
The villain grinned menacingly as he revealed his evil plan.
قهرمان منفی با حالتی تهدیدآمیز لبخند زد، در حالی که طرح شیطانی خود را فاش میکرد.
The stranger approached the house menacingly, causing the residents to feel uneasy.
غریبه با حالتی تهدیدآمیز به سمت خانه رفت و باعث احساس ناراحتی ساکنان شد.
He spoke menacingly, his tone sending shivers down her spine.
او با لحنی تهدیدآمیز صحبت کرد که باعث لرزش ستون فقرات او شد.
The criminal glared menacingly at the witness in the courtroom.
جنایتکار با حالتی تهدیدآمیز به شاهد در دادگاه خیره شد.
The storm clouds gathered menacingly on the horizon.
ابرهای طوفانی با حالتی تهدیدآمیز در افق جمع شدند.
The masked figure moved menacingly towards the group of people.
شخصیت نقابدار با حالتی تهدیدآمیز به سمت گروهی از مردم حرکت کرد.
The dictator spoke menacingly to the crowd, instilling fear in their hearts.
دیکتاتور با حالتی تهدیدآمیز با جمعیتی صحبت کرد و ترس را در قلبهای آنها ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید