ominous

[ایالات متحده]/ˈɒmɪnəs/
[بریتانیا]/ˈɑːmɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدشگون; نامطلوب.

عبارات و ترکیب‌ها

an ominous feeling

یک حس شوم

ominous clouds

ابر‌های شوم

ominous warning signs

علائم هشدار دهنده شوم

جملات نمونه

ominous black clouds; ominous rumblings of discontent.

ابر‌های سیاه وخیم؛ زمزمه‌های ناخوشایند و نارضایتی.

Those black clouds look ominous for our picnic.

آن ابرهای سیاه برای پیک نیک ما وخیم به نظر می‌رسند.

there were ominous dark clouds gathering overhead.

ابر های سیاه و وخیم بالای سر جمع می شدند.

This ominous, goateed man waves a pocket watch back and forth, guiding his subject into a semi-sleep, zombie-like state.

این مرد مرموز با سبیل، یک ساعت جیبی را به جلو و عقب تکان می دهد و سوژه خود را به حالت نیمه خواب، شبیه زامبی، هدایت می کند.

The ancient people considered the blood,amnionic fluid,lochia and etac as filthy and ominous materials,which will desecrate the inviolability,and drew up much abstinence of lunaria and birth.

مردم باستان خون، مایع آمنیوتیک، لوچی و اتک را به عنوان مواد کثیف و شوم در نظر گرفتند که هتک حرمت ناپذیری را به دنبال خواهد داشت و قوانین زیادی در مورد خودداری از ماه و تولد وضع کردند.

The dark clouds in the sky looked ominous.

آن ابرهای تیره در آسمان وخیم به نظر می‌رسیدند.

The sudden silence in the room was ominous.

سکوت ناگهانی در اتاق وخیم بود.

The eerie sound coming from the forest was ominous.

صدای عجیب و غریب از جنگل وخیم بود.

Her ominous prediction came true.

پیش‌بینی وخیم او تحقق یافت.

The ominous figure lurking in the shadows gave me chills.

تصویر وخیم پنهان در سایه‌ها باعث لرزش من شد.

The ominous message in the letter sent a shiver down my spine.

پیام وخیم در نامه باعث لرزش در ستون فقرات من شد.

The ominous feeling of dread hung in the air.

احساس وخیم ترس در هوا معلق بود.

The ominous warning signs were ignored by many.

علائم هشدار دهنده وخیم توسط بسیاری نادیده گرفته شد.

The ominous music set the tone for the horror movie.

موسیقی وخیم لحن فیلم ترسناک را تعیین کرد.

The ominous presence of the stranger made everyone uneasy.

حضور وخیم غریبه باعث ناراحتی همه شد.

نمونه‌های واقعی

Clouds look kind of ominous, huh?

ابرهای تیره و سنگینی به چشم می‌آیند، مگه نه؟

منبع: Modern Family Season 9

But this government collapse is particularly ominous.

اما فروپاشی دولت به طور خاص نگران کننده است.

منبع: NPR News February 2021 Compilation

An immense chimney, relic of a disused mill, reared up, shadowy and ominous.

یک دودکش بزرگ، بقایای یک آسیاب متروکه، به صورت سایه دار و نگران کننده سر برآورد.

منبع: 6. Harry Potter and the Half-Blood Prince

On Friday, more ominous warnings from authorities.

روز جمعه، هشدارهای بیشتر و نگران کننده از سوی مقامات.

منبع: CNN 10 Student English September 2022 Collection

And even Abraham has ominous overtones.

حتی ابراهیم هم بار معنایی نگران کننده دارد.

منبع: The importance of English names.

Still, there are some ominous signs of a slowdown.

با این حال، نشانه های نگران کننده ای از کاهش سرعت وجود دارد.

منبع: NPR News September 2019 Compilation

" There are conditions? " He raised one eyebrow, his voice ominous.

«شرایتی وجود دارد؟» او با صدای نگران کننده یک ابرو بالا انداخت.

منبع: Twilight: Eclipse

They sound ominous, but actually, they're not bad at all.

آنها نگران کننده به نظر می‌رسند، اما در واقع اصلا بد نیستند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

I mean, now that we're seeing a report this ominous.

منظورم این است که اکنون ما گزارش هایی را می بینیم که اینقدر نگران کننده هستند.

منبع: NPR News November 2014 Compilation

The future, like the gathering night, was ominous and dark!

آینده، مانند شب تاریک و جمع شده، نگران کننده و تاریک بود!

منبع: British Original Language Textbook Volume 5

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید