body metabolizes
بدن متابولیزه میکند
glucose metabolizes
گلوکز متابولیزه میکند
fat metabolizes
چربی متابولیزه میکند
protein metabolizes
پروتئین متابولیزه میکند
quickly metabolizes
به سرعت متابولیزه میکند
efficiently metabolizes
به طور موثر متابولیزه میکند
carbohydrates metabolizes
کربوهیدراتها متابولیزه میکنند
alcohol metabolizes
الکل متابولیزه میکند
calcium metabolizes
کلسیم متابولیزه میکند
vitamin metabolizes
ویتامین متابولیزه میکند
the body metabolizes nutrients to produce energy.
بدن مواد مغذی را برای تولید انرژی متابولیزه میکند.
different individuals metabolize drugs at varying rates.
افراد مختلف داروها را با سرعتهای متفاوت متابولیزه میکنند.
exercise helps the body metabolize fats more efficiently.
ورزش به بدن کمک میکند تا چربیها را به طور مؤثرتری متابولیزه کند.
the liver metabolizes alcohol into less harmful substances.
کبد الکل را به مواد مضر کمتر تبدیل میکند.
some people metabolize caffeine quickly, while others do not.
برخی افراد کافئین را به سرعت متابولیزه میکنند، در حالی که برخی دیگر اینطور نیستند.
the enzyme metabolizes the food we eat into usable energy.
آنزیم غذایی که میخوریم را به انرژی قابل استفاده متابولیزه میکند.
genetics can influence how a person metabolizes certain substances.
ژنتیک میتواند بر نحوه متابولیزه کردن برخی مواد توسط یک فرد تأثیر بگذارد.
body metabolizes
بدن متابولیزه میکند
glucose metabolizes
گلوکز متابولیزه میکند
fat metabolizes
چربی متابولیزه میکند
protein metabolizes
پروتئین متابولیزه میکند
quickly metabolizes
به سرعت متابولیزه میکند
efficiently metabolizes
به طور موثر متابولیزه میکند
carbohydrates metabolizes
کربوهیدراتها متابولیزه میکنند
alcohol metabolizes
الکل متابولیزه میکند
calcium metabolizes
کلسیم متابولیزه میکند
vitamin metabolizes
ویتامین متابولیزه میکند
the body metabolizes nutrients to produce energy.
بدن مواد مغذی را برای تولید انرژی متابولیزه میکند.
different individuals metabolize drugs at varying rates.
افراد مختلف داروها را با سرعتهای متفاوت متابولیزه میکنند.
exercise helps the body metabolize fats more efficiently.
ورزش به بدن کمک میکند تا چربیها را به طور مؤثرتری متابولیزه کند.
the liver metabolizes alcohol into less harmful substances.
کبد الکل را به مواد مضر کمتر تبدیل میکند.
some people metabolize caffeine quickly, while others do not.
برخی افراد کافئین را به سرعت متابولیزه میکنند، در حالی که برخی دیگر اینطور نیستند.
the enzyme metabolizes the food we eat into usable energy.
آنزیم غذایی که میخوریم را به انرژی قابل استفاده متابولیزه میکند.
genetics can influence how a person metabolizes certain substances.
ژنتیک میتواند بر نحوه متابولیزه کردن برخی مواد توسط یک فرد تأثیر بگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید