accumulates

[ایالات متحده]/əˈkjuːmjʊleɪts/
[بریتانیا]/əˈkʌm.jəˌleɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای جمع آوری یا جمع کردن چیزی در طول زمان؛ به تدریج در مقدار یا ارزش افزایش یافتن.

عبارات و ترکیب‌ها

accumulates experience

اوجاد تجربه

accumulates wealth

اوجاد ثروت

accumulates knowledge

اوجاد دانش

accumulates debt

اوجاد بدهی

accumulates over time

در طول زمان انباشته می شود

accumulates evidence

اوجاد مدارک

accumulates stress

اوجاد استرس

accumulates data

اوجاد داده

accumulates power

اوجاد قدرت

accumulates toxins

اوجاد سموم

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید