metallized

[ایالات متحده]/ˈmɛtəlˌaɪzd/
[بریتانیا]/ˈmɛtəlˌaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشش داده شده یا درمان شده با فلز

عبارات و ترکیب‌ها

metallized surface

سطح فلزدار

metallized film

سربندی فلزدار

metallized coating

پوشش فلزدار

metallized layer

لایه فلزدار

metallized plastic

پلاستیک فلزدار

metallized paper

مقوا فلزدار

metallized finish

پایان فلزدار

metallized yarn

نخ فلزدار

metallized fiber

الیاف فلزدار

metallized glass

شیشه فلزدار

جملات نمونه

the metallized surface reflects light beautifully.

سطح فلزدار، نور را به زیبایی منعکس می‌کند.

we used metallized film for better insulation.

ما از فیلم فلزدار برای عایق‌بندی بهتر استفاده کردیم.

metallized coatings are essential in electronics.

روکش‌های فلزدار در الکترونیک ضروری هستند.

they designed a metallized balloon for the event.

آنها یک بادکنک فلزدار برای این رویداد طراحی کردند.

metallized plastics are commonly used in packaging.

پلاستیک‌های فلزدار به طور معمول در بسته‌بندی استفاده می‌شوند.

the artist created a stunning metallized sculpture.

هنرمند یک مجسمه فلزدار خیره‌کننده خلق کرد.

metallized yarn adds a unique texture to fabrics.

نخ فلزدار بافت منحصربه‌فردی به پارچه‌ها اضافه می‌کند.

they applied a metallized layer to enhance durability.

آنها یک لایه فلزدار برای افزایش دوام استفاده کردند.

metallized mirrors are often used in telescopes.

آینه‌های فلزدار اغلب در تلسکوپ‌ها استفاده می‌شوند.

the packaging features a metallized finish for appeal.

بسته‌بندی دارای روکش فلزدار برای جذابیت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید