metamorphose

[ایالات متحده]/ˌmetə'mɔːfəʊz/
[بریتانیا]/ˌmɛtə'mɔrfoz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. سبب تغییر در شکل یا ماهیت\nvi. دچار تغییر در شکل یا ماهیت شدن
Word Forms
زمان گذشتهmetamorphosed
جمعmetamorphoses
قسمت سوم فعلmetamorphosed
شکل سوم شخص مفردmetamorphoses
صفت یا فعل حال استمراریmetamorphosing

جملات نمونه

Circe metamorphosed men into swine.

سیرس مردان را به خوک تبدیل کرد.

A larva metamorphose into a chrysalis and then into a butterfly.

یک لارو به شفیره تبدیل می‌شود و سپس به یک پروانه.

The caterpillar has metamorphosed into a butterfly.

پیپ به پروانه تبدیل شده است.

feed the larvae to your fish before they metamorphose into adults.

قبل از اینکه لاروها به بالغ تبدیل شوند، آنها را به ماهی های خود غذا بدهید.

It has a prismatic and splintery texture and is abundant in regionally metamorphosed (see metamorphism) rocks such as schists.

دارای بافت منشور و پودری است و در سنگ های منطقه ای دگرگونی شده (به دگرگونی مراجعه کنید) مانند سنگ ورق، فراوان است.

Hwanung metamorphosed himself, lay with her, and begot a son called Tangun Wanggom.

هوانونگ خود را دگرگون کرد، با او خوابید و پسری به نام تانگون وانگگوم به دنیا آورد.

To date, komatiites with spinifex textures have not been found in the supracrustal rocks, but rock sequences similar to greenstones metamorphosed up to upper amphibolite facies are often observed.

تا کنون، کاماتییت ها با بافت های اسپینایفکس در سنگ های فراکرستی یافت نشده اند، اما توالی های سنگی مشابه گرینستون ها که تا چهره های آمفیبولیت بالایی دگرگون شده اند، اغلب مشاهده می شوند.

They were exhumed upto the surface together with the Dabie complex after they were metamorphosed into eclogite at depth.During exhumation eclogite underwent different degrees of retrometamorphism.

آنها همراه با مجموعه دابی تا سطح زمین تخلیه شدند، پس از اینکه در عمق به اکلوزیت تبدیل شدند. در طول تخلیه، اکلوزیت دچار درجات مختلف رترومتامورفیسم شد.

نمونه‌های واقعی

A series of colourful digital portraits suddenly metamorphosed into pictures of antique carpets.

یک سری پرتره‌های دیجیتالی رنگارنگ به طور ناگهانی به تصاویری از فرش‌های عتیقه تبدیل شدند.

منبع: The Economist (Summary)

And after metamorphosing into the adult butterfly, their bright colours advertise their toxicity.

و پس از تبدیل شدن به پروانه بالغ، رنگ‌های روشن آنها سمیت آنها را تبلیغ می‌کنند.

منبع: The secrets of our planet.

Phaethon's sisters gathered on the riverbank to weep, gradually metamorphosing into poplar trees that leaked precious amber into the water.

خواهران فایتون در کنار رودخانه جمع شدند تا گریه کنند، به تدریج به درختان تبریزی تبدیل شدند که صمغ گرانبها را در آب نشت می‌دادند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Maybe you would see him metamorphosing.

شاید شما او را در حال دگرگون شدن ببینید.

منبع: BBC Ideas

Their rickety cottage had metamorphosed into a gleaming temple for the gods.

کلبه سست و بی‌رمق آنها به یک معبد درخشان برای خدایان تبدیل شده بود.

منبع: TED-Ed (video version)

They multiply and metamorphose— substituting their rounded structures for elongated thread-like forms called hyphae.

آنها تکثیر و دگرگون می‌شوند - ساختارهای گرد خود را با فرم‌های نخ مانند کشیده به نام هایفا جایگزین می‌کنند.

منبع: TED-Ed (video version)

The surface of Venus, meanwhile, is hot enough to melt lead—hot enough that McSween thinks most of its surface rock should have metamorphosed.

سطح زهره در همین حال به اندازه کافی داغ است که سرب را ذوب کند - به اندازه کافی که مک اسوین فکر می‌کند بیشتر سنگ‌های سطح آن باید دگرگون شده باشند.

منبع: National Geographic Reading Selections

But the mermaid metamorphosed herself quickly and got away like a meteor.

اما پری دریایی به سرعت خود را دگرگون کرد و مانند شهاب سنگ فرار کرد.

منبع: Pan Pan

The simplest explanation for this is that the axolotl lineage alone lost the ability to metamorphose, while others retained it.

ساده‌ترین توضیح برای این امر این است که فقط خط نسبی آکسolotl توانایی دگرگون شدن را از دست داد، در حالی که دیگران آن را حفظ کردند.

منبع: Jian Ya Reading 1

On Earth, there's an efficient way " to get those rocks up to the surface and cycle surface rocks down to be metamorphosed, " McSween says.

در زمین، راهی کارآمد برای "رساندن آن سنگ‌ها به سطح و چرخاندن سنگ‌های سطحی به سمت فرآیند دگرگونی" وجود دارد، مک‌سوئین می‌گوید.

منبع: National Geographic Reading Selections

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید