middle-years crisis
بیماری دور میانه
middle-years student
دانشجوی دور میانه
middle-years development
توسعه دور میانه
middle-years stage
مرحله دور میانه
the middle-years of her career were spent researching climate change.
دور میانهی کاریِ او را به تحقیق در مورد تغییرات اقلیمی اختصاص داد.
we need to support middle-years students struggling with math.
ما نیاز داریم تا دانشآموزان دور میانهی که با ریاضیات دچار مشکل میشوند را حمایت کنیم.
the middle-years period is a crucial time for identity development.
دور میانهی زمان، زمانی حیاتی برای توسعهی هویت است.
the company experienced a period of rapid growth in its middle-years.
شرکت در دور میانهی خودش یک دورهی رشد سریع را تجربه کرد.
middle-years children often face social and emotional challenges.
کودکان دور میانهی سنی اغلب با چالشهای اجتماعی و عاطفی مواجه میشوند.
the museum's exhibit focused on art from the middle-years of the 20th century.
نمایشگاه موزه روی هنر دور میانهی قرن بیستم متمرکز بود.
he reflected on the middle-years of his life with a sense of contentment.
او با احساس رضایت، روی دور میانهی زندگیاش بازنگری کرد.
the curriculum is designed to meet the needs of middle-years learners.
این منحنی آموزشی به گونهای طراحی شده است که نیازهای یادگیرندگان دور میانهی سنی را برآورده کند.
many middle-years students are exploring their interests and passions.
بسیاری از دانشآموزان دور میانهی سنی به دنبال کشف علایق و شغفهای خود هستند.
the middle-years of the dynasty were marked by political instability.
دور میانهی سلسله با ناپایداریهای سیاسی مشخص شد.
supporting middle-years students requires a collaborative approach.
حمایت از دانشآموزان دور میانهی سنی نیازمند رویکردی همکاریمحور است.
middle-years crisis
بیماری دور میانه
middle-years student
دانشجوی دور میانه
middle-years development
توسعه دور میانه
middle-years stage
مرحله دور میانه
the middle-years of her career were spent researching climate change.
دور میانهی کاریِ او را به تحقیق در مورد تغییرات اقلیمی اختصاص داد.
we need to support middle-years students struggling with math.
ما نیاز داریم تا دانشآموزان دور میانهی که با ریاضیات دچار مشکل میشوند را حمایت کنیم.
the middle-years period is a crucial time for identity development.
دور میانهی زمان، زمانی حیاتی برای توسعهی هویت است.
the company experienced a period of rapid growth in its middle-years.
شرکت در دور میانهی خودش یک دورهی رشد سریع را تجربه کرد.
middle-years children often face social and emotional challenges.
کودکان دور میانهی سنی اغلب با چالشهای اجتماعی و عاطفی مواجه میشوند.
the museum's exhibit focused on art from the middle-years of the 20th century.
نمایشگاه موزه روی هنر دور میانهی قرن بیستم متمرکز بود.
he reflected on the middle-years of his life with a sense of contentment.
او با احساس رضایت، روی دور میانهی زندگیاش بازنگری کرد.
the curriculum is designed to meet the needs of middle-years learners.
این منحنی آموزشی به گونهای طراحی شده است که نیازهای یادگیرندگان دور میانهی سنی را برآورده کند.
many middle-years students are exploring their interests and passions.
بسیاری از دانشآموزان دور میانهی سنی به دنبال کشف علایق و شغفهای خود هستند.
the middle-years of the dynasty were marked by political instability.
دور میانهی سلسله با ناپایداریهای سیاسی مشخص شد.
supporting middle-years students requires a collaborative approach.
حمایت از دانشآموزان دور میانهی سنی نیازمند رویکردی همکاریمحور است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید