relationships

[ایالات متحده]/rɪˈleɪʃənʃɪps/
[بریتانیا]/rɪˈleɪʃənʃɪps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت ارتباط یا وابستگی به کسی یا چیزی; (جمع رابطه) ارتباطات بین افراد، گروه‌ها یا نهادها; ارتباطات عاشقانه یا عاطفی; روابط خونی یا خویشاوندی

عبارات و ترکیب‌ها

personal relationships

روابط شخصی

business relationships

روابط تجاری

interpersonal relationships

روابط بین فردی

romantic relationships

روابط عاشقانه

family relationships

روابط خانوادگی

social relationships

روابط اجتماعی

professional relationships

روابط حرفه‌ای

long-distance relationships

روابط طولانی‌مدت

healthy relationships

روابط سالم

toxic relationships

روابط سمی

جملات نمونه

building strong relationships takes time.

ایجاد روابط قوی زمان می‌برد.

healthy relationships are essential for happiness.

روابط سالم برای خوشبختی ضروری هستند.

she values her relationships with her family.

او به روابط خود با خانواده‌اش اهمیت می‌دهد.

good communication is key to successful relationships.

ارتباط خوب کلید روابط موفق است.

they are working on improving their relationships.

آنها در حال تلاش برای بهبود روابط خود هستند.

friendships are a type of personal relationships.

دوستی‌ها نوعی از روابط شخصی هستند.

relationships can be challenging but rewarding.

روابط می‌توانند چالش‌برانگیز اما پاداش‌دهنده باشند.

trust is fundamental in any relationships.

اعتماد در هر رابطه‌ای بنیادی است.

they have a long-standing professional relationships.

آنها روابط حرفه‌ای طولانی‌مدتی دارند.

relationships require effort from both parties.

روابط نیاز به تلاش از هر دو طرف دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید