migraines

[ایالات متحده]/ˈmaɪɡreɪnz/
[بریتانیا]/ˈmaɪɡreɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سردردهای شدید که اغلب با حالت تهوع و حساسیت به نور همراه است

عبارات و ترکیب‌ها

chronic migraines

میگرن مزمن

severe migraines

میگرن شدید

treat migraines

درمان میگرن

prevent migraines

جلوگیری از میگرن

migraines symptoms

علائم میگرن

migraines attack

حمله میگرن

migraines medication

داروهای میگرن

migraines relief

تسکین میگرن

migraines triggers

عوامل تشدید کننده میگرن

migraines diagnosis

تشخیص میگرن

جملات نمونه

many people suffer from migraines.

بسیاری از افراد از سردرد میگرنی رنج می برند.

she takes medication to prevent migraines.

او برای جلوگیری از سردرد میگرنی دارو مصرف می کند.

migraines can be triggered by stress.

سردرد میگرنی می تواند توسط استرس تحریک شود.

he often misses work due to migraines.

او اغلب به دلیل سردرد میگرنی غایب است.

there are various treatments for migraines.

درمان های مختلفی برای سردرد میگرنی وجود دارد.

she keeps a diary to track her migraines.

او یک دفترچه یادداشت برای پیگیری سردردهای میگرنی خود نگه می دارد.

migraines can cause severe pain and nausea.

سردرد میگرنی می تواند باعث درد شدید و حالت تهوع شود.

some people find relief from migraines with acupuncture.

برخی از افراد با طب سوزنی از سردرد میگرنی رهایی می یابند.

it's important to identify migraine triggers.

شناسایی عوامل تحریک کننده سردرد میگرنی مهم است.

she uses essential oils to ease her migraines.

او از روغن های ضروری برای تسکین سردردهای میگرنی خود استفاده می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید