chronic headaches
سردردهای مزمن
severe headaches
سردردهای شدید
migraine headaches
سردردهای میگرنی
tension headaches
سردردهای تنشی
cluster headaches
سردردهای خوشهای
stress headaches
سردردهای ناشی از استرس
daily headaches
سردردهای روزانه
recurring headaches
سردردهای مکرر
nausea headaches
سردردهای همراه با تهوع
postural headaches
سردردهای وضعیتی
she suffers from frequent headaches.
او از سردردهای مکرر رنج می برد.
headaches can be a sign of dehydration.
سردردها می توانند نشانه ای از کم آبی بدن باشند.
he took some medicine to relieve his headaches.
او برای رفع سردردهای خود دارویی کرد.
stress is a common trigger for headaches.
استرس یک عامل رایج بروز سردرد است.
she often experiences tension headaches after work.
او اغلب پس از کار دچار سردرد تنشی می شود.
he tried to avoid foods that cause headaches.
او سعی کرد از غذاهایی که باعث سردرد می شوند، اجتناب کند.
headaches can disrupt your daily activities.
سردردها می توانند فعالیت های روزانه شما را مختل کنند.
she keeps a diary to track her headaches.
او یک دفترچه یادداشت برای پیگیری سردردهای خود نگه می دارد.
he was diagnosed with chronic headaches.
به او تشخیص سردردهای مزمن داده شد.
headaches can vary in intensity and duration.
سردردها می توانند از نظر شدت و مدت زمان متفاوت باشند.
chronic headaches
سردردهای مزمن
severe headaches
سردردهای شدید
migraine headaches
سردردهای میگرنی
tension headaches
سردردهای تنشی
cluster headaches
سردردهای خوشهای
stress headaches
سردردهای ناشی از استرس
daily headaches
سردردهای روزانه
recurring headaches
سردردهای مکرر
nausea headaches
سردردهای همراه با تهوع
postural headaches
سردردهای وضعیتی
she suffers from frequent headaches.
او از سردردهای مکرر رنج می برد.
headaches can be a sign of dehydration.
سردردها می توانند نشانه ای از کم آبی بدن باشند.
he took some medicine to relieve his headaches.
او برای رفع سردردهای خود دارویی کرد.
stress is a common trigger for headaches.
استرس یک عامل رایج بروز سردرد است.
she often experiences tension headaches after work.
او اغلب پس از کار دچار سردرد تنشی می شود.
he tried to avoid foods that cause headaches.
او سعی کرد از غذاهایی که باعث سردرد می شوند، اجتناب کند.
headaches can disrupt your daily activities.
سردردها می توانند فعالیت های روزانه شما را مختل کنند.
she keeps a diary to track her headaches.
او یک دفترچه یادداشت برای پیگیری سردردهای خود نگه می دارد.
he was diagnosed with chronic headaches.
به او تشخیص سردردهای مزمن داده شد.
headaches can vary in intensity and duration.
سردردها می توانند از نظر شدت و مدت زمان متفاوت باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید