| جمع | reliefs |
sense of relief
احساس رهایی
sigh of relief
نفس راحت
relief from pain
تسکین از درد
relief package
بسته کمک
in relief
با آرامش
disaster relief
کمک به آسیبدیدگان
relief valve
سوپاپ اطمینان
relief work
کار امدادی
pressure relief
تسکین فشار
relief from
تسکین از
stress relief
کاهش استرس
tax relief
تخفیف مالیاتی
relief fund
صندوق کمک
pressure relief valve
شستشوی فشار
relief effort
تلاش امدادی
emergency relief
کمک های اضطراری
relief map
نقشه همرتفاع
relief supplies
تجهیزات امدادی
on relief
در حال دریافت کمک
relief materials
مواد امدادی
drought relief
تخفیف خشکسالی
high relief
نقش برجسته
comic relief
تخفیف کمدی
relief printing
چاپ برجسته
the relief of Mafeking.
تسکین مافکینگ
the relief of the city
تسکین شهر
the relief nurse was late.
پرستار شیفت شب دیر رسید.
provide relief for refugees
ارائه کمک به آوارگان
relief from the daily grind.
آرامش از کار طاقتفرسا و روزانه
it was a relief to find somewhere to stay.
یک تسکین بود که جایی برای اقامت پیدا کردیم.
tablets for the relief of pain.
قرصهایی برای تسکین درد.
the sharp relief of many mountains.
تسکین شدید بسیاری از کوهها.
in relievo (=in relief)
در برجسته (= در حالت برجسته)
contributions to relief fund
سهم به صندوق کمک اضطراری
to send relief to flood victims
برای ارسال کمک به آسیبدیدگان سیل
many in the party see tax relief as a comer.
بسیاری در حزب معتقدند که کاهش مالیات یک نقطه شروع است.
give a patient relief from pain
تسکین درد بیمار را فراهم کنید
His relief was beyond measure.
تسکین او فراتر از حد تصور بود.
to contribute food and clothing for the relief of the poor.
اهدای غذا و لباس برای کمک به فقرا
We made a contribution to the famine relief fund.
ما به صندوق کمک رسانان گرسنگی کمک کردیم.
A doctor's task is to work for the relief of patient's suffering.
وظیفه یک پزشک این است که برای تسکین رنج بیماران تلاش کند.
The machine is used for scanning complex relief of classical furniture,and to prouide a handyquick digitalize procedure of relief model.
این دستگاه برای اسکن برجسته های پیچیده مبلمان کلاسیک و همچنین ارائه یک روش دیجیتالی سریع و آسان برای مدل برجسته استفاده می شود.
The medicine gave instant relief from pain.
دارو تسکین فوری از درد را به ارمغان آورد.
منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000Iran urgently needs sanctions relief, for instance.
ایران به شدت به تحریم زدایی، برای مثال، نیاز دارد.
منبع: NPR News April 2015 CompilationThe evening coolness comes as welcome relief.
خنکی شب به عنوان یک تسکین خوشایند میرسد.
منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)I breathe an enormous sigh of relief.
من با یک نفس بزرگ تسکین نفس میکشم.
منبع: Fifty Shades of Grey (Audiobook Excerpt)It used to be a relief, gave me a nice break.
قبلاً یک تسکین بود، به من یک استراحت خوب داد.
منبع: Modern Family - Season 03The birth being greeted as welcome light relief.
تولد با استقبال به عنوان یک تسکین سبک خوشایند مورد استقبال قرار گرفت.
منبع: BBC Listening May 2020 CollectionEfforts to deliver emergency relief have also begun.
تلاشها برای ارائه کمکهای اضطراری نیز آغاز شده است.
منبع: BBC Listening Collection September 2023The momentary relief was followed by worse suffering.
تسکین لحظهای با رنج بیشتر همراه بود.
منبع: High-frequency vocabulary in daily lifeComparing access to opioid pain relief in different countries tells a revealing story.
مقایسه دسترسی به تسکین درد با استفاده از داروهای افیونی در کشورهای مختلف، داستانی آشکارا بیان میکند.
منبع: BBC Listening March 2018 CompilationThere's still no relief from the heat tonight.
هنوز هیچ تسکینی از گرما امشب وجود ندارد.
منبع: PBS English Newssense of relief
احساس رهایی
sigh of relief
نفس راحت
relief from pain
تسکین از درد
relief package
بسته کمک
in relief
با آرامش
disaster relief
کمک به آسیبدیدگان
relief valve
سوپاپ اطمینان
relief work
کار امدادی
pressure relief
تسکین فشار
relief from
تسکین از
stress relief
کاهش استرس
tax relief
تخفیف مالیاتی
relief fund
صندوق کمک
pressure relief valve
شستشوی فشار
relief effort
تلاش امدادی
emergency relief
کمک های اضطراری
relief map
نقشه همرتفاع
relief supplies
تجهیزات امدادی
on relief
در حال دریافت کمک
relief materials
مواد امدادی
drought relief
تخفیف خشکسالی
high relief
نقش برجسته
comic relief
تخفیف کمدی
relief printing
چاپ برجسته
the relief of Mafeking.
تسکین مافکینگ
the relief of the city
تسکین شهر
the relief nurse was late.
پرستار شیفت شب دیر رسید.
provide relief for refugees
ارائه کمک به آوارگان
relief from the daily grind.
آرامش از کار طاقتفرسا و روزانه
it was a relief to find somewhere to stay.
یک تسکین بود که جایی برای اقامت پیدا کردیم.
tablets for the relief of pain.
قرصهایی برای تسکین درد.
the sharp relief of many mountains.
تسکین شدید بسیاری از کوهها.
in relievo (=in relief)
در برجسته (= در حالت برجسته)
contributions to relief fund
سهم به صندوق کمک اضطراری
to send relief to flood victims
برای ارسال کمک به آسیبدیدگان سیل
many in the party see tax relief as a comer.
بسیاری در حزب معتقدند که کاهش مالیات یک نقطه شروع است.
give a patient relief from pain
تسکین درد بیمار را فراهم کنید
His relief was beyond measure.
تسکین او فراتر از حد تصور بود.
to contribute food and clothing for the relief of the poor.
اهدای غذا و لباس برای کمک به فقرا
We made a contribution to the famine relief fund.
ما به صندوق کمک رسانان گرسنگی کمک کردیم.
A doctor's task is to work for the relief of patient's suffering.
وظیفه یک پزشک این است که برای تسکین رنج بیماران تلاش کند.
The machine is used for scanning complex relief of classical furniture,and to prouide a handyquick digitalize procedure of relief model.
این دستگاه برای اسکن برجسته های پیچیده مبلمان کلاسیک و همچنین ارائه یک روش دیجیتالی سریع و آسان برای مدل برجسته استفاده می شود.
The medicine gave instant relief from pain.
دارو تسکین فوری از درد را به ارمغان آورد.
منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000Iran urgently needs sanctions relief, for instance.
ایران به شدت به تحریم زدایی، برای مثال، نیاز دارد.
منبع: NPR News April 2015 CompilationThe evening coolness comes as welcome relief.
خنکی شب به عنوان یک تسکین خوشایند میرسد.
منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)I breathe an enormous sigh of relief.
من با یک نفس بزرگ تسکین نفس میکشم.
منبع: Fifty Shades of Grey (Audiobook Excerpt)It used to be a relief, gave me a nice break.
قبلاً یک تسکین بود، به من یک استراحت خوب داد.
منبع: Modern Family - Season 03The birth being greeted as welcome light relief.
تولد با استقبال به عنوان یک تسکین سبک خوشایند مورد استقبال قرار گرفت.
منبع: BBC Listening May 2020 CollectionEfforts to deliver emergency relief have also begun.
تلاشها برای ارائه کمکهای اضطراری نیز آغاز شده است.
منبع: BBC Listening Collection September 2023The momentary relief was followed by worse suffering.
تسکین لحظهای با رنج بیشتر همراه بود.
منبع: High-frequency vocabulary in daily lifeComparing access to opioid pain relief in different countries tells a revealing story.
مقایسه دسترسی به تسکین درد با استفاده از داروهای افیونی در کشورهای مختلف، داستانی آشکارا بیان میکند.
منبع: BBC Listening March 2018 CompilationThere's still no relief from the heat tonight.
هنوز هیچ تسکینی از گرما امشب وجود ندارد.
منبع: PBS English Newsلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید