migrations

[ایالات متحده]/maɪˈɡreɪʃənz/
[بریتانیا]/maɪˈɡreɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل حرکت از یک مکان به مکان دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

data migrations

مهاجرت داده

system migrations

مهاجرت سیستم

cloud migrations

مهاجرت ابری

application migrations

مهاجرت برنامه

database migrations

مهاجرت پایگاه داده

virtual migrations

مهاجرت مجازی

file migrations

مهاجرت فایل

network migrations

مهاجرت شبکه

service migrations

مهاجرت سرویس

data center migrations

مهاجرت مرکز داده

جملات نمونه

migrations can significantly impact local ecosystems.

مهاجرت‌ها می‌توانند تأثیر قابل توجهی بر اکوسیستم‌های محلی داشته باشند.

many species rely on seasonal migrations for survival.

بسیاری از گونه‌ها برای بقا به مهاجرت‌های فصلی متکی هستند.

the study of bird migrations is fascinating.

مطالعه مهاجرت پرندگان جذاب است.

climate change affects animal migrations worldwide.

تغییرات آب و هوایی بر مهاجرت حیوانات در سراسر جهان تأثیر می‌گذارد.

migrations can lead to genetic diversity in populations.

مهاجرت‌ها می‌توانند منجر به تنوع ژنتیکی در جمعیت‌ها شوند.

understanding human migrations helps us learn about history.

درک مهاجرت‌های انسان به ما کمک می‌کند تا در مورد تاریخ بیشتر بیاموزیم.

some fish species are known for their long migrations.

برخی از گونه‌های ماهی به دلیل مهاجرت‌های طولانی‌شان شناخته شده‌اند.

migrations often occur in search of food and breeding grounds.

مهاجرت‌ها اغلب به منظور یافتن غذا و مکان‌های تولید مثل رخ می‌دهند.

tracking animal migrations can provide valuable data.

ردیابی مهاجرت حیوانات می‌تواند داده‌های ارزشمندی ارائه دهد.

human migrations have shaped cultures around the world.

مهاجرت‌های انسان فرهنگ‌ها را در سراسر جهان شکل داده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید