mileage

[ایالات متحده]/ˈmaɪlɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈmaɪlɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تعداد مایل‌هایی که یک وسیله نقلیه، ماشین و غیره طی کرده است.
Word Forms
جمعmileages

عبارات و ترکیب‌ها

high mileage

مسافت پیموده شده زیاد

low mileage

مسافت پیموده شده کم

mileage tracker

ردیاب مسافت پیموده شده

mileage reimbursement

جبران هزینه مسافت پیموده شده

good mileage

مسافت پیموده شده خوب

mileage record

ثبت مسافت پیموده شده

mileage allowance

حقوق مسافت پیموده شده

gas mileage

مصرف سوخت

جملات نمونه

there is bound to be a lot of mileage for the paperback.

به احتمال زیاد، کتاب جیبی جایگزین‌های زیادی خواهد داشت.

the mileage rate will be 30p per mile.

نرخ مسافت پیموده شده 30 پنس به ازای هر مایل خواهد بود.

he was getting a lot of mileage out of the mix-up.

او از این اشتباه سود زیادی می‌برد.

a tape player that still has a lot of mileage left.

یک پخش کننده کاست که هنوز مسافت زیادی دارد.

What mileage has your car done?

ماشین شما چه مسافتی را طی کرده است؟

To register the dispatchment of the business cars and record the mileages of each company vehicles on a monthly base and the gasoline consumption on a weekly base.

برای ثبت اعزام خودروهای تجاری و ثبت مسافت پیموده شده هر یک از وسایل نقلیه شرکت به صورت ماهانه و مصرف بنزین به صورت هفتگی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید