mimetic

[ایالات متحده]/mɪ'metɪk/
[بریتانیا]/mɪ'mɛtɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تقلیدی

عبارات و ترکیب‌ها

mimetic behavior

رفتار تقلیدی

mimetic art

هنر تقلیدی

جملات نمونه

mimetic patterns in butterflies.

الگوهای تقلیدی در پروانه‌ها

Incretin mimetics are a new class of treatment in the fight against diabetes.

مِماتیک‌های اینکرتین یک دسته جدید از درمان در مبارزه با دیابت هستند.

The incretin mimetics work by mimicking the glucose-lowering actions performed by human incretin hormones.

داروهای تقلید کننده اینکرتین با تقلید از اقدامات کاهنده گلوکز انجام شده توسط هورمون‌های اینکرتین انسانی عمل می‌کنند.

Our results suggest that the binding mode of CTX A3 with sulfatide and its headgroup mimetics is different from that of CTX A5.

نتایج ما نشان می‌دهد که نحوه اتصال CTX A3 با سولفاتید و مِماتیک‌های گروه سر آن با CTX A5 متفاوت است.

His mimetic skills allowed him to perfectly imitate various animal sounds.

مهارت‌های تقلیدی او به او اجازه داد تا به طور کامل صداهای مختلف حیوانات را تقلید کند.

The artist's mimetic painting of the landscape was so realistic that it looked like a photograph.

نقاشی تقلیدی هنرمند از منظره‌، به گونه‌ای واقع‌گرایانه بود که مانند یک عکس به نظر می‌رسید.

Children often learn language through mimetic repetition of words and phrases they hear.

کودکان اغلب از طریق تکرار تقلیدی کلمات و عباراتی که می‌شنوند، زبان را یاد می‌گیرند.

Her mimetic gestures and facial expressions made her a talented mime artist.

حرکات و حالات چهره‌ی تقلیدی او، او را به یک هنرمند میم توانمند تبدیل کرد.

The comedian's mimetic impersonation of famous celebrities always brought laughter to the audience.

تقلیدهای میمتیک کمدین از مشاهیر مشهور همیشه خنده را برای مخاطبان به ارمغان می‌آورد.

Some animals have mimetic abilities to blend into their surroundings for camouflage.

برخی از حیوانات توانایی‌های تقلیدی دارند تا برای استتار با محیط اطراف خود ترکیب شوند.

Mimetic behavior in social settings can help individuals adapt and fit in with a group.

رفتار تقلیدی در محیط‌های اجتماعی می‌تواند به افراد کمک کند تا با یک گروه سازگار شوند و در آن جای بگیرند.

The artist used mimetic techniques to recreate famous works of art with his own unique style.

هنرمند از تکنیک‌های تقلیدی برای بازسازی آثار هنری مشهور با سبک منحصر به فرد خود استفاده کرد.

Mimetic learning involves observing and imitating others to acquire new skills and knowledge.

یادگیری تقلیدی شامل مشاهده و تقلید از دیگران برای کسب مهارت‌ها و دانش جدید است.

The novel's mimetic portrayal of real-life events made it a compelling read for many readers.

تصویرسازی میمتیک رمان از وقایع زندگی واقعی آن را به یک خواندنی جذاب برای بسیاری از خوانندگان تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید