imitative

[ایالات متحده]/'ɪmɪtətɪv/
[بریتانیا]/'ɪmɪtetɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ویژگی تقلید یا عمل تقلید
adv. به روشی که تقلید یا شبیه‌سازی می‌کند

جملات نمونه

an ill-conceived and imitative addition to the museum.

یک افزودنی غیرقابل تصور و تقلیدی به موزه.

the derring-do of our film heroes inspired us to imitative feats.

ما را به انجام حماسی الهام بخشید.

Children often learn by imitative behavior.

کودکان اغلب از طریق تقلیدی رفتار یاد می‌گیرند.

Her imitative skills are impressive.

مهارت‌های تقلیدی او قابل تحسین است.

The imitative nature of the project was evident.

طبیعت تقلیدی پروژه آشکار بود.

He has an imitative style of painting.

او سبک نقاشی تقلیدی دارد.

The imitative behavior of the monkey amused the crowd.

رفتار تقلیدی میمون باعث سرگرمی جمعیت شد.

She has a talent for imitative voices.

او استعداد تقلید صدا دارد.

The imitative design of the building was criticized by architects.

طراحی تقلیدی ساختمان توسط معماران مورد انتقاد قرار گرفت.

Imitative products flood the market.

محصولات تقلبی بازار را پر می‌کنند.

His imitative gestures were spot on.

حرکات تقلیدی او دقیق بودند.

The imitative behavior of the students was encouraged in the drama class.

رفتار تقلیدی دانش آموزان در کلاس نمایش تشویق شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید