mimicked

[ایالات متحده]/[ˈmɪmɪkt]/
[بریتانیا]/[ˈmɪmɪkt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کپی کردن اقدامات یا کلمات کسی، اغلب به گونه‌ای که قصد سرگرمی یا تمسخر آنها باشد؛ تقلید یا بازتولید چیزی؛ شبیه بودن یا مشابه بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

mimicked her style

از سبک او تقلید کرد

he mimicked me

او از من تقلید کرد

mimicked the sound

تقلید صدا کرد

mimicking his accent

تقلید لهجه اش

they mimicked it

آن را تقلید کردند

mimicked perfectly

به طور کامل تقلید کرد

mimicked his laugh

تقلید خنده اش کرد

mimicking her voice

تقلید صدای او

mimicked the behavior

تقلید رفتار را کرد

she mimicked him

او از او تقلید کرد

جملات نمونه

the child mimicked his father's walk perfectly.

کودک راه رفتن پدرش را به طور کامل تقلید کرد.

she mimicked the sound of a bird chirping.

او صدای جیک جیک یک پرنده را تقلید کرد.

he mimicked her accent, much to her annoyance.

او لهجه او را تقلید کرد، که باعث ناراحتی او شد.

the parrot mimicked phrases it had heard.

طوطو عباراتی را که شنیده بود تقلید می‌کرد.

the artist mimicked the style of van gogh.

هنرمند سبک ون گوگ را تقلید کرد.

the software mimicked human behavior in the simulation.

نرم افزار رفتار انسان را در شبیه سازی تقلید کرد.

the comedian mimicked famous politicians on stage.

کمدین سیاستمداران مشهور را روی صحنه تقلید کرد.

the band mimicked the original song's instrumentation.

گروه سازبندی آهنگ اصلی را تقلید کرد.

the sales pitch mimicked the competitor's strategy.

ارائه فروش استراتژی رقبا را تقلید کرد.

the robot mimicked a human handshake.

ربات دست دادن انسان را تقلید کرد.

the student mimicked the professor's teaching style.

دانشجو سبک تدریس استاد را تقلید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید