minimized risk
کاهش خطر
minimized impact
کاهش تاثیر
minimized cost
کاهش هزینه
minimized error
کاهش خطا
minimized time
کاهش زمان
minimized effort
کاهش تلاش
minimized exposure
کاهش قرار گرفتن در معرض
minimized waste
کاهش اتلاف
minimized conflict
کاهش تضاد
minimized downtime
کاهش زمان خرابی
the risks were minimized through careful planning.
ریسکها از طریق برنامهریزی دقیق به حداقل رسیدند.
she minimized her expenses to save money.
او هزینههای خود را به حداقل رساند تا پول پسانداز کند.
they worked hard to ensure the impact was minimized.
آنها سخت تلاش کردند تا اطمینان حاصل کنند که تأثیر به حداقل رسیده است.
we need to find ways to minimize waste.
ما باید راههایی برای به حداقل رساندن اتلاف پیدا کنیم.
she minimized her time spent on social media.
او زمان خود را در شبکههای اجتماعی به حداقل رساند.
efforts were made to minimize the project's costs.
تلاشهایی برای به حداقل رساندن هزینههای پروژه انجام شد.
he minimized distractions while studying.
او حواسپرتیها را در حین مطالعه به حداقل رساند.
they aimed to minimize the environmental impact.
آنها هدفشان به حداقل رساندن تأثیرات زیستمحیطی بود.
the software was designed to minimize user errors.
نرمافزار به گونهای طراحی شده بود که خطاهای کاربر را به حداقل برساند.
minimized risk
کاهش خطر
minimized impact
کاهش تاثیر
minimized cost
کاهش هزینه
minimized error
کاهش خطا
minimized time
کاهش زمان
minimized effort
کاهش تلاش
minimized exposure
کاهش قرار گرفتن در معرض
minimized waste
کاهش اتلاف
minimized conflict
کاهش تضاد
minimized downtime
کاهش زمان خرابی
the risks were minimized through careful planning.
ریسکها از طریق برنامهریزی دقیق به حداقل رسیدند.
she minimized her expenses to save money.
او هزینههای خود را به حداقل رساند تا پول پسانداز کند.
they worked hard to ensure the impact was minimized.
آنها سخت تلاش کردند تا اطمینان حاصل کنند که تأثیر به حداقل رسیده است.
we need to find ways to minimize waste.
ما باید راههایی برای به حداقل رساندن اتلاف پیدا کنیم.
she minimized her time spent on social media.
او زمان خود را در شبکههای اجتماعی به حداقل رساند.
efforts were made to minimize the project's costs.
تلاشهایی برای به حداقل رساندن هزینههای پروژه انجام شد.
he minimized distractions while studying.
او حواسپرتیها را در حین مطالعه به حداقل رساند.
they aimed to minimize the environmental impact.
آنها هدفشان به حداقل رساندن تأثیرات زیستمحیطی بود.
the software was designed to minimize user errors.
نرمافزار به گونهای طراحی شده بود که خطاهای کاربر را به حداقل برساند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید