ministerio

[ایالات متحده]/mɪˈnɪstəriəʊ/
[بریتانیا]/mɪˈnɪstərioʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اداره دولتی؛ وزارتخانه (شاخه اجرایی دولت)؛ وزارتخانه (نهادی که دولت را اداره می‌کند)

جملات نمونه

the ministry announced new environmental regulations yesterday.

وزارت دیروز مقررات زیست‌محیطی جدیدی را اعلام کرد.

she works at the ministry of education as a senior advisor.

او به عنوان مشاور ارشد در وزارت آموزش و پرورش کار می کند.

the ministry released its annual budget report to the public.

وزارت گزارش سالانه بودجه خود را در اختیار عموم قرار داد.

ministry officials met with union leaders to discuss labor reforms.

مقامات وزارتخانه با رهبران اتحادیه برای بحث در مورد اصلاحات کار ملاقات کردند.

the ministry of health launched a nationwide vaccination campaign.

وزارت بهداشت یک کمپین واکسیناسیون سراسری را آغاز کرد.

corruption allegations prompted an investigation within the ministry.

اتهامات فساد، تحقیقاتی را در داخل وزارتخانه برانگیخت.

our ministry handles foreign affairs and diplomatic relations.

وزارت ما امور خارجه و روابط دیپلماتیک را انجام می دهد.

the ministry granted permits for the new highway construction project.

وزارت مجوزها را برای پروژه ساخت بزرگراه جدید صادر کرد.

ministry inspectors discovered safety violations at the factory.

بازرسان وزارتخانه تخلفات ایمنی را در کارخانه کشف کردند.

the ministry coordinates disaster relief efforts across the affected regions.

وزارت تلاش های امداد رسانی در مناطق آسیب دیده را هماهنگ می کند.

he served as minister of the ministry for five years before retiring.

او قبل از بازنشستگی به مدت پنج سال به عنوان وزیر وزارتخانه خدمت کرد.

the ministry implemented strict new protocols for border control.

وزارت پروتکل های جدید و سختگیرانه برای کنترل مرزی اجرا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید