miracle

[ایالات متحده]/ˈmɪrəkl/
[بریتانیا]/ˈmɪrəkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رویداد شگفت‌انگیز و فوق‌العاده که با قوانین طبیعی یا علمی قابل توضیح نیست و به عنوان کار یک نیروی الهی در نظر گرفته می‌شود.
Word Forms
جمعmiracles

عبارات و ترکیب‌ها

a miracle

معجزه

unexpected miracle

معجزه غیرمنتظره

miracle worker

خلق‌کننده معجزه

miracle baby

نوزاد معجزه

miracle cure

درمان معجزه آساز

economic miracle

معجزه اقتصادی

to a miracle

به یک معجزه

by a miracle

به واسطه یک معجزه

miracle drug

داروی معجزه آساز

جملات نمونه

a miracle of architecture

معجزه معماری

He is a miracle of fortitude.

او یک معجزه شجاعت است.

a machine which was a miracle of design.

ماشینی که یک معجزه طراحی بود.

a miracle of culinary art;

یک شگفتی در هنر آشپزی;

the miracle of rising from the grave.

معجزه برخاستن از گور

debunk a supposed miracle drug.

کشف دروغ بودن یک داروی معجزه آسای ادعایی

The compact disc is a miracle of modern technology.

دیسک فشرده یک شگفتی از فناوری مدرن است.

In “It's a bloody miracle!”, “bloody” is used as an intensive word.

در "It's a bloody miracle!"، "bloody" به عنوان یک کلمه تشدید کننده استفاده می شود.

He can do miracles with a few kitchen leftovers.

او می‌تواند با کمی غذای باقی‌مانده آشپزخانه معجزه کند.

either a miracle is taking place, or we're all meshuga.

یا یک معجزه اتفاق می افتد یا همه ما دیوانه هستیم.

it was a miracle that more people hadn't been killed or injured.

یک معجزه بود که بیشتر مردم کشته یا مجروح نشده باشند.

It is simply a miracle that rice should grow in such a place.

یک معجزه است که برنج در چنین مکانی رشد کند.

Short of a miracle, we’re certain to lose.

در صورت نبود معجزه، مطمئناً شکست خواهیم خورد.

It was a miracle that they were able to pull her through the operation.

یک معجزه بود که آنها توانستند او را از طریق عمل جراحی نجات دهند.

This tonic will work miracles for your depression.

این تقویت کننده معجزه هایی را برای افسردگی شما به ارمغان می آورد.

The car ran over the child, but by a miracle, he was unhurt.

ماشین از روی کودک عبور کرد، اما به طور معجزه آسایی او آسیب ندیده بود.

This washing powder will work miracles on those difficult stains.

این پودر لباسشویی معجزه هایی را بر روی آن لکه های دشوار انجام می دهد.

نمونه‌های واقعی

According to the bible, Christ worked many miracles.

طبق کتاب مقدس، مسیح معجزات زیادی انجام داد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

No! No, no! It's a Christmas miracle!

نه! نه، نه! این یک معجزه کریسمس است!

منبع: Modern Family - Season 05

It's day 61 and it's a miracle!

امروز روز 61 است و این یک معجزه است!

منبع: A bet.

The human body is an absolute miracle.

بدن انسان یک معجزه مطلق است.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

" She's such a little miracle, " Caitlin says.

منبع: Reader's Digest Anthology

Megan says it's a miracle he survived.

منبع: VOA Standard English_Africa

The medical staff just called it a miracle.

منبع: Love resides in my heart.

Tom had finally learned there are no miracles.

منبع: (500) Days of Summer

The New York Times called this building a miracle.

منبع: TED Talks (Audio Version) March 2015 Collection

Doctor says it's a miracle as Barbara reports.

منبع: BBC Listening Compilation May 2014

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید