misconstrues

[ایالات متحده]/ˌmɪskənˈstruːz/
[بریتانیا]/ˌmɪskənˈstruːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور نادرست تفسیر کردن (چیزی)

عبارات و ترکیب‌ها

misconstrues intentions

سوء برداشت از مقاصد

misconstrues facts

سوء برداشت از حقایق

misconstrues meaning

سوء برداشت از معنا

misconstrues statements

سوء برداشت از اظهارات

misconstrues actions

سوء برداشت از اقدامات

misconstrues context

سوء برداشت از زمینه

misconstrues tone

سوء برداشت از لحن

misconstrues communication

سوء برداشت از ارتباطات

misconstrues signals

سوء برداشت از نشانه‌ها

misconstrues advice

سوء برداشت از نصیحت

جملات نمونه

he often misconstrues her intentions.

او اغلب قصد او را نادرست برداشت می‌کند.

misconstrues can lead to unnecessary conflicts.

نادرست برداشت کردن می‌تواند منجر به درگیری‌های غیرضروری شود.

she misconstrues the tone of his message.

او لحن پیام او را نادرست برداشت می‌کند.

it's easy to misconstrue someone's words.

نادرست برداشت کردن کلمات کسی آسان است.

he misconstrues the facts of the situation.

او واقعیت‌های وضعیت را نادرست برداشت می‌کند.

misconstrues can be detrimental to relationships.

نادرست برداشت کردن می‌تواند برای روابط مضر باشد.

sometimes he misconstrues her kindness as weakness.

گاهی اوقات او مهربانی او را به عنوان ضعف نادرست برداشت می‌کند.

she misconstrues his silence as disapproval.

او سکوت او را به عنوان تایید ندانستن نادرست برداشت می‌کند.

they often misconstrue cultural differences.

آنها اغلب تفاوت‌های فرهنگی را نادرست برداشت می‌کنند.

misconstrues can create barriers in communication.

نادرست برداشت کردن می‌تواند موانعی در ارتباط ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید