misunderstand

[ایالات متحده]/ˌmɪsʌndəˈstænd/
[بریتانیا]/ˌmɪsʌndərˈstænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

misunderstand
vt. برداشت یا فهم نادرست؛ تفسیر نادرست.
Word Forms
زمان گذشتهmisunderstood
قسمت سوم فعلmisunderstood
صفت یا فعل حال استمراریmisunderstanding
شکل سوم شخص مفردmisunderstands
جمعmisunderstands

جملات نمونه

a misunderstanding of the government's plans.

سوء تفاهم در مورد برنامه‌های دولت.

a popular misunderstanding of the issue.

سوء تفاهم رایج در مورد موضوع.

His wife misunderstands him.

همسرش او را نادرست متوجه می‌شود.

I think the couple misunderstand each other.

فکر می‌کنم زوجدیگرباهمدیگر دچار سوء تفاهم می‌شوند.

There seems to be a misunderstanding between us.

به نظر می‌رسد بین ما سوء تفاهمی وجود دارد.

A trivial misunderstanding caused a breach between them.

یک سوء تفاهم جزئی باعث ایجاد شکافی بین آنها شد.

Misunderstanding of dipmeter log in geologic structure interpretation is analysed.

سوء تفاهم در مورد لاگ‌های dipmeter در تفسیر ساختار زمین‌شناسی مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد.

I don't want any misunderstanding between us.

نمی‌خواهم بین ما هیچ سوء تفاهمی وجود داشته باشد.

Don't misunderstand what I'm trying to say.

سوء تفاهم نکنید که من چه می‌خواهم بگویم.

don't misunderstand me—I'm not implying she should be working.

منظورم را بد متوجه نشوید - من نمی‌گویم که او باید کار کند.

It is the misunderstanding and misdoing of the philosophy to make the medical philosophy become unnecessary with the medicine.

این سوء تفاهم و اشتباه فلسفه است که باعث می‌شود فلسفه پزشکی با دارو غیرضروری شود.

he left the army after a slight misunderstanding with his commanding officer.

او پس از یک سوء تفاهم جزئی با افسر ارشد خود، ارتش را ترک کرد.

Imaginably, when someone is saying in the second language, the percentage of misunderstanding or being misheard would be soaring up.

قابل تصور است، هنگامی که کسی به زبان دوم صحبت می‌کند، درصد سوء تفاهم یا شنیده نشدن نادرست به طور چشمگیری افزایش می‌یابد.

"I think there's been some misunderstanding; I meant that we should look up the technical literature concerned first, not dismantle the machine now."

«فکر می‌کنم سوء تفاهمی وجود داشته است؛ من منظورم این بود که ابتدا باید مدارک فنی مربوطه را بررسی کنیم، نه اینکه اکنون دستگاه را باز کنیم.»

The speaker failed to put his ideas over clearly enough so that some misunderstanding arose.

سخنران نتوانست ایده‌های خود را به وضوح بیان کند تا سوء تفاهمی ایجاد شود.

Though knowing that there was misunderstanding between them,he,then wilful and self-opinioned of that young age,resolved to be gone forever when they broke up.

با وجود اینکه می‌دانستند بین آنها سوء تفاهمی وجود دارد، او که در آن سن جوان مصمم و خودخواه بود، تصمیم گرفت تا ابد بروند وقتی از هم جدا شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید