distorts

[ایالات متحده]/dɪsˈtɔːts/
[بریتانیا]/dɪsˈtɔrts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل را به هم زدن; تحریف کردن; تغییر شکل اصلی; تغییر ظاهر دادن

عبارات و ترکیب‌ها

distorts reality

تحریف واقعیت

distorts perception

تحریف ادراک

distorts truth

تحریف حقیقت

distorts information

تحریف اطلاعات

distorts sound

تحریف صدا

distorts image

تحریف تصویر

distorts memory

تحریف خاطره

distorts facts

تحریف حقایق

distorts meaning

تحریف معنا

distorts vision

تحریف بینش

جملات نمونه

the funhouse mirror distorts your reflection.

آینه جادویی بازتاب شما را تحریف می‌کند.

his words often distort the truth.

کلمات او اغلب حقیقت را تحریف می‌کنند.

her perspective distorts the reality of the situation.

دیدگاه او واقعیت وضعیت را تحریف می‌کند.

the media sometimes distorts the news.

رسانه‌ها گاهی اوقات اخبار را تحریف می‌کنند.

he distorts his voice for comedic effect.

او برای ایجاد جلوه‌های خنده‌دار صدای خود را تحریف می‌کند.

the heat distortion made it hard to see the road.

تحریف ناشی از گرما باعث می‌شد دیدن جاده سخت باشد.

she believes that fear distorts our judgment.

او معتقد است که ترس قضاوت ما را تحریف می‌کند.

distorted images can lead to misunderstandings.

تصاویر تحریف‌شده می‌توانند منجر به سوء تفاهم شوند.

the artist distorts reality in his paintings.

هنرمند واقعیت را در نقاشی‌های خود تحریف می‌کند.

time can distort our memories of events.

زمان می‌تواند خاطرات ما از وقایع را تحریف کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید