misinform

[ایالات متحده]/mɪsɪn'fɔːm/
[بریتانیا]/ˌmɪsɪn'fɔrm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

اطلاعات نادرست ارائه دهید یا فریب دهید
Word Forms
زمان گذشتهmisinformed
قسمت سوم فعلmisinformed
صفت یا فعل حال استمراریmisinforming
شکل سوم شخص مفردmisinforms
جمعmisinforms

جملات نمونه

It became clear that the general had been badly misinformed.

واضح شد که ژنرال به شدت دچار اطلاعات غلط شده است.

The parents had been misinformed about the incident.

والدین درباره این حادثه دچار اطلاعات غلط شده بودند.

It is unethical to misinform the public.

اطلاع رسانی نادرست به مردم غیراخلاقی است.

The news outlet was accused of deliberately misinforming its viewers.

این رسانه خبری به عمد متهم به گمراه کردن بینندگان خود شد.

Misinforming people about health risks can have serious consequences.

اطلاع رسانی نادرست به مردم در مورد خطرات سلامتی می تواند عواقب جدی داشته باشد.

Politicians sometimes misinform the public to gain support.

گاهی اوقات سیاستمداران برای جلب حمایت، مردم را گمراه می کنند.

It's important to fact-check information to avoid misinforming others.

برای جلوگیری از گمراه کردن دیگران، بررسی صحت اطلاعات مهم است.

The website was shut down for spreading misinformative content.

این وب سایت به دلیل انتشار محتوای گمراه کننده بسته شد.

Parents should be cautious about misinforming their children about certain topics.

والدین باید در مورد برخی موضوعات، در مورد گمراه کردن کودکان خود محتاط باشند.

Misinforming investors can lead to legal consequences.

اطلاع رسانی نادرست به سرمایه گذاران می تواند منجر به عواقب قانونی شود.

She didn't mean to misinform you; it was just a misunderstanding.

او نمی خواست شما را گمراه کند؛ فقط یک سوء تفاهم بود.

The documentary aimed to debunk myths and misinformations about climate change.

این مستند با هدف رد اسطوره ها و اطلاعات نادرست در مورد تغییرات آب و هوایی ساخته شده است.

نمونه‌های واقعی

You know when you're misinformed or you're not educated about something.

شما می دانید چه زمانی اطلاعات نادرستی دارید یا در مورد چیزی آموزش ندیده اید.

منبع: Basketball English Class

They've been completely misinforming people. What you're hearing has changed from one day to the next.

آنها به طور کامل مردم را گمراه کرده اند. آنچه می شنوید از یک روز تا دیگری تغییر کرده است.

منبع: BBC Listening Collection March 2020

" Um, these guys are highly misinformed, at least according to my knowledge."

«اممم، این افراد به شدت گمراه هستند، حداقل به گفته من.»

منبع: TED Talks (Audio Version) September 2017 Collection

What if the messenger had been misinformed, and she were still there?

اگر پیام رسان گمراه شده بود و هنوز آنجا بود چه می‌شد؟

منبع: The Age of Innocence (Part Two)

Perhaps, many wondered, Churchill's critique of Hitler and the Nazis was similarly misinformed.

شاید بسیاری از مردم فکر کردند که انتقاد ویلیام چرچیل از هیتلر و نازی ها نیز به همین ترتیب گمراه کننده بود.

منبع: Character Profile

I think you've been misinformed, Mr. Ingersol.

فکر می کنم آقای اینگرسول، شما گمراه شده اید.

منبع: The Good Wife Season 4

I'm sorry for the confusion, but you've been misinformed.

متاسفم برای این سردرگمی، اما شما گمراه شده اید.

منبع: Criminal Minds Season 2

Okay, no, that was not a dare. I was just misinformed.

باشه، نه، این یک شرط نبوده. من فقط گمراه بودم.

منبع: Pretty Little Liars Season 2

Some media reports may have misinformed people that the institute is calling for wild and domestic cats to be killed.

گزارش های رسانه ای ممکن است مردم را گمراه کرده باشند مبنی بر اینکه این موسسه خواسته است گربه های وحشی و خانگی کشته شوند.

منبع: VOA Special August 2022 Collection

However, their reputation for rapacious pack hunting is misinformed.

با این حال، شهرت آنها در مورد شکار گروهی و غارتگرانه گمراه کننده است.

منبع: TED-Ed (video version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید