inform

[ایالات متحده]/ɪnˈfɔːm/
[بریتانیا]/ɪnˈfɔːrm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. اطلاع دادن; گفتن; گزارش دادن
vi. افشا کردن; علیه کسی گزارش دادن
Word Forms
قسمت سوم فعلinformed
صفت یا فعل حال استمراریinforming
زمان گذشتهinformed
شکل سوم شخص مفردinforms
جمعinforms

عبارات و ترکیب‌ها

inform someone

به کسی اطلاع دهید

informal meeting

جلسه غیررسمی

keep me informed

من را در جریان بگذارید

informative presentation

ارائه اطلاعاتی

inform against

علیه اطلاع رسانی

inform of

به اطلاع رساندن

inform about

اطلاع رسانی درباره

جملات نمونه

Breath informs the body.

نفس بدن را آگاه می‌کند.

Is he rightly informed?

آیا او به درستی مطلع است؟

He was informed beforehand.

او از قبل مطلع شده بود.

I beg to inform you that ...

می خواهم به شما اطلاع دهم که...

These poems are informed with sincerity.

این اشعار با صداقت آمیخته شده اند.

I am not going to inform of anyone.

من قصد ندارم به کسی اطلاع دهم.

informed sources; an informed opinion.

منابع آگاه؛ یک نظر آگاهانه.

the bank informed him that the cheque would not be honoured.

بانک به او اطلاع داد که چک مورد قبول نخواهد بود.

informing passengers where to change for their onward journey.

اطلاع رسانی به مسافران در مورد کجا باید برای سفر بعدی خود تغییر کنند.

the public has made an informed choice.

عموم مردم یک انتخاب آگاهانه انجام داده اند.

a rage for absolute honesty informs much western art.

علاقه‌ای به صداقت مطلق در بسیاری از هنر غربی وجود دارد.

It would be better to inform his parents.

بهتر است به والدین او اطلاع دهید.

be well informed about sth.

در مورد چیزی به خوبی مطلع باشید.

He informed me of your decision.

او تصمیم شما را به من اطلاع داد.

Please inform me of your arrival time beforehand.

لطفاً زمان رسیدن خود را از قبل به من اطلاع دهید.

نمونه‌های واقعی

Professor Dumbledore will be informed of this.

پروفسور دامبلدور از این موضوع مطلع خواهد شد.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

Educators say they are not against keeping parents informed.

معلمان می گویند که مخالف اطلاع رسانی به والدین نیستند.

منبع: VOA Special February 2022 Collection

Police say their families have been informed.

پلیس می گوید خانواده هایشان مطلع شده اند.

منبع: NPR News March 2015 Compilation

The Prime Minister says he has been informed.

نخست وزیر می گوید او مطلع شده است.

منبع: CNN 10 Student English May 2023 Compilation

Many pilots were not informed about the software.

بسیاری از خلبانان در مورد نرم افزار مطلع نشدند.

منبع: VOA Slow English - America

Can you inform me where he lives right now?

می توانید به من بگویید الان کجا زندگی می کند؟

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

Ms. Groves is calling. I'll keep you informed.

خانم گرووز زنگ زده است. من شما را در جریان خواهم گذاشت.

منبع: Person of Interest Season 5

Did you tell her, meaning, did you inform her?

آیا به او گفته اید، یعنی آیا به او اطلاع داده اید؟

منبع: Let's Talk IELTS Class

173. The bookworm in uniform is informed ofthe storm.

173. کتاب باز مدرسه در لباس فرم از طوفان مطلع است.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

Relatives say they haven't been informed of their whereabouts.

بستگان می گویند آنها از مکان آنها مطلع نشده اند.

منبع: BBC Listening Collection July 2020

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید