mitochondrion

[ایالات متحده]/ˌmaɪtəʊˈkɒndriən/
[بریتانیا]/ˌmaɪtəˈkɑːndriən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اندامک غشایی که در سیتوپلاسم تقریباً همه سلول‌های یوکاریوتی یافت می‌شود و مسئول تولید انرژی از طریق تنفس است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

mitochondrion function

عمل میتوکندری

mitochondrion structure

ساختار میتوکندری

mitochondrion dna

دی‌ان‌ای میتوکندری

mitochondrion biogenesis

بیوجنز میتوکندری

mitochondrion matrix

ماتریکس میتوکندری

mitochondrion membrane

غشای میتوکندری

mitochondrion dynamics

پویایی میتوکندری

mitochondrion role

نقش میتوکندری

mitochondrion health

سلامتی میتوکندری

mitochondrion repair

تعمیر میتوکندری

جملات نمونه

the mitochondrion is known as the powerhouse of the cell.

می‌توکندری به عنوان نیروگاه سلول شناخته می‌شود.

each mitochondrion contains its own dna.

هر میتوکندری حاوی DNA خود است.

mitochondrion function is crucial for energy production.

عملکرد میتوکندری برای تولید انرژی بسیار مهم است.

damage to the mitochondrion can lead to various diseases.

آسیب به میتوکندری می‌تواند منجر به بیماری‌های مختلف شود.

researchers study the mitochondrion to understand aging.

محققان میتوکندری را برای درک پیری مطالعه می‌کنند.

the number of mitochondrion varies in different cell types.

تعداد میتوکندری در انواع سلول‌های مختلف متفاوت است.

mitochondrion plays a key role in apoptosis.

میتوکندری نقش کلیدی در آپوپتوز دارد.

exercise can enhance the function of the mitochondrion.

ورزش می‌تواند عملکرد میتوکندری را افزایش دهد.

some drugs target the mitochondrion to treat diseases.

برخی داروها برای درمان بیماری‌ها، میتوکندری را هدف قرار می‌دهند.

the mitochondrion is involved in metabolic processes.

میتوکندری در فرآیندهای متابولیکی نقش دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید