momenta

[ایالات متحده]/məˈmɛntə/
[بریتانیا]/məˈmɛntə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عواملی که به حرکت یا تغییر کمک می‌کنند؛ جمع مومنتوم

عبارات و ترکیب‌ها

capture momenta

لحظات ثبت شده

critical momenta

لحظات حیاتی

defining momenta

لحظات تعیین‌کننده

pivotal momenta

لحظات محوری

fleeting momenta

لحظات زودگذر

precious momenta

لحظات گرانبها

shared momenta

لحظات به اشتراک گذاشته شده

memorable momenta

لحظات به یاد ماندنی

intense momenta

لحظات شدید

transitional momenta

لحظات گذرا

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید