monarchs

[ایالات متحده]/ˈmɒn.əks/
[بریتانیا]/ˈmɑː.nɚks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حاکمان یا پادشاهان یک دولت

عبارات و ترکیب‌ها

ancient monarchs

دودمانان باستانی

female monarchs

فرمان‌روایان زن

monarchs' reign

حاکمیت پادشاهان

monarchs' power

قدرت پادشاهان

monarchs' lineage

تبار پادشاهان

monarchs' court

درگاه پادشاهان

monarchs' duties

وظایف پادشاهان

monarchs' wealth

ثروت پادشاهان

monarchs' titles

القاب پادشاهان

monarchs' subjects

والیان پادشاهان

جملات نمونه

monarchs often symbolize power and authority.

حاکمان اغلب نماد قدرت و اقتدار هستند.

throughout history, monarchs have ruled vast empires.

در طول تاریخ، حاکمان بر امپراتوری‌های بزرگ حکومت کرده‌اند.

many monarchs have fascinating stories behind their reigns.

داستان‌های جالب بسیاری در پسِ حکومت بسیاری از حاکمان وجود دارد.

some monarchs are known for their lavish lifestyles.

برخی از حاکمان به دلیل سبک زندگی مجلل خود شناخته می‌شوند.

modern monarchs often engage in charitable activities.

حاکمان امروزی اغلب در فعالیت‌های خیریه مشارکت می‌کنند.

monarchs play a significant role in their countries' cultures.

حاکمان نقش مهمی در فرهنگ کشورهای خود ایفا می‌کنند.

some monarchs have abdicated their thrones willingly.

برخی از حاکمان به طور داوطلبانه از سلطنت خود کناره گرفته‌اند.

monarchs are often seen as symbols of national unity.

حاکمان اغلب به عنوان نماد وحدت ملی دیده می‌شوند.

historically, monarchs have faced challenges to their authority.

در طول تاریخ، حاکمان با چالش‌هایی برای اقتدار خود روبرو بوده‌اند.

in some countries, monarchs have limited political power.

در برخی از کشورها، حاکمان قدرت سیاسی محدودی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید