monies

[ایالات متحده]/ˈmʌniz/
[بریتانیا]/ˈmʌniz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارزها؛ پول (جمع پول)

عبارات و ترکیب‌ها

raise monies

جمع‌آوری وجوه

disburse monies

پرداخت وجوه

allocate monies

تخصیص وجوه

manage monies

مدیریت وجوه

invest monies

سرمایه‌گذاری وجوه

track monies

ردیابی وجوه

return monies

بازگرداندن وجوه

receive monies

دریافت وجوه

transfer monies

انتقال وجوه

report monies

گزارش وجوه

جملات نمونه

the company received the monies from the investor yesterday.

شرکت دیروز وجوه را از سرمایه گذار دریافت کرد.

she allocated the monies to various charity projects.

او وجوه را به پروژه های خیریه مختلف اختصاص داد.

there are strict regulations on how public monies can be spent.

قوانین سختگیرانه ای در مورد نحوه هزینه کرد وجوه عمومی وجود دارد.

the government promised to release the monies for infrastructure development.

دولت قول داد وجوه را برای توسعه زیرساخت ها آزاد کند.

he was surprised by the large sum of monies he inherited.

او از مبلغ زیادی که به ارث برده بود، متعجب شد.

they are seeking additional monies to fund their research project.

آنها به دنبال وجوه اضافی برای تامین بودجه پروژه تحقیقاتی خود هستند.

monies collected from the fundraiser will go to local schools.

وجوه جمع آوری شده از جمع آوری کمک های مالی به مدارس محلی اهدا خواهد شد.

it's important to track how the monies are being utilized.

پیگیری نحوه استفاده از وجوه مهم است.

she requested a detailed report on the disbursement of the monies.

او درخواست یک گزارش دقیق در مورد توزیع وجوه کرد.

they were excited to receive the monies for their new business venture.

آنها از دریافت وجوه برای کسب و کار جدید خود هیجان زده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید