monsoon

[ایالات متحده]/ˌmɒnˈsuːn/
[بریتانیا]/ˌmɑːnˈsuːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باد فصلی; فصل بارانی; باد تجاری.
Word Forms
جمعmonsoons

عبارات و ترکیب‌ها

monsoon season

فصل موسم

monsoon climate

آب و هوای موسمی

subtropical monsoon climate

آب و هوای موسماتی شبه استوایی

monsoon rainfall

باران موسمی

monsoon rain

باران موسم

جملات نمونه

The monsoon rains started early this year.

باران‌های موسمی امسال زودتر شروع شدند.

Travelling is much more difficult during the monsoon.

سفر در طول فصل باران بسیار دشوارتر است.

The south-west monsoon sets in during April.

فصل باران جنوب غربی در ماه آوریل آغاز می شود.

9. The Indian monsoon initiated in late Miocene time, caused by the uplift of the Himalayas, and the increased precipitation has accelerated the headward erosion of the Brahmaputra River.

9. موسم الهند در اواخر دوره میوسن آغاز شد، ناشی از بلند شدن هیمالیا، و افزایش بارش باعث تسریع فرسایش سربرگانه رودخانه براهماپوترا شده است.

The monsoon season brings heavy rainfall to the region.

فصل باران باعث بارش سنگین در منطقه می شود.

Farmers rely on the monsoon for watering their crops.

کشاورزان برای آبیاری محصولات خود به باران‌های موسمی متکی هستند.

The monsoon winds change direction depending on the season.

جهت بادهای موسمی بسته به فصل تغییر می کند.

Monsoon rains can cause flooding in low-lying areas.

باران‌های موسمی می‌توانند باعث سیل در مناطق پست شوند.

Many people enjoy the cool breeze that comes with the monsoon.

بسیاری از مردم از نسیم خنک که با باران همراه است لذت می برند.

Monsoon climate is characterized by wet and dry seasons.

آب و هوای موسمی با فصل های مرطوب و خشک مشخص می شود.

The monsoon brought relief to the drought-stricken region.

باران‌ها به منطقه دچار خشکسالی کمک کرد.

Residents prepare for the monsoon by stocking up on supplies.

ساکنان برای باران‌ها با تهیه مواد غذایی آماده می شوند.

The monsoon hit the coast with strong winds and heavy rain.

باران‌ها با وزش بادهای شدید و بارش سنگین به ساحل رسید.

Monsoon season is a crucial time for farmers to plant their crops.

فصل باران زمان مهمی برای کشاورزان برای کاشت محصولات خود است.

نمونه‌های واقعی

Now the monsoons pose a new challenge.

اکنون بارش‌های موسمی چالش جدیدی را به وجود آورده‌اند.

منبع: VOA Standard English - Asia

Vast reservoirs will catch the monsoon rains to replenish the aquifers.

سواحل وسیع، بارش‌های موسمی را برای تجدید نظر آبخوان‌ها جمع‌آوری می‌کنند.

منبع: "BBC Documentary: Home"

Monsoon rains unleashed landslides and floods that washed away roads and buildings in other areas.

بارش‌های موسمی باعث رانش زمین و سیلابی شدند که جاده‌ها و ساختمان‌ها را در مناطق دیگر تخریب کردند.

منبع: VOA Standard English - Asia

We found out that the winter monsoon increased at the time that the summer monsoon decreased.

متوجه شدیم که بارش‌های موسمی زمستانی افزایش یافته است در حالی که بارش‌های موسمی تابستان کاهش یافته است.

منبع: Reel Knowledge Scroll

We sell our land during the monsoons.

ما زمین خود را در طول بارش‌های موسمی می‌فروشیم.

منبع: VOA Standard English - Asia

The highest risk comes just before the monsoon.

بیشترین خطر درست قبل از بارش‌های موسمی رخ می‌دهد.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2022 Collection

In South Asia, the monsoon winds bring rain.

در آسیای جنوبی، بادهای موسمی باران می‌آورند.

منبع: VOA Special July 2023 Collection

Every monsoon season is different in different areas.

هر فصل بارش‌های موسمی در مناطق مختلف متفاوت است.

منبع: PBS Interview Environmental Series

It's been one of North Korea's longest-ever monsoon seasons.

این یکی از طولانی‌ترین فصول بارش‌های موسمی کره شمالی تا به امروز بوده است.

منبع: BBC Listening Collection August 2020

Nearly all the rain falls during the summer monsoon.

تقریباً تمام باران در طول بارش‌های موسمی تابستان می‌بارد.

منبع: Human Planet

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید