downpour

[ایالات متحده]/ˈdaʊnpɔː(r)/
[بریتانیا]/ˈdaʊnpɔːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طوفان بارانی شدید
Word Forms
جمعdownpours

جملات نمونه

We got caught in a torrential downpour.

ما در یک باران شدید گرفتار شدیم.

It was the heaviest downpour ever recorded.

این شدیدترین بارانی بود که تا به حال ثبت شده است.

a sudden downpour had filled the gutters and drains.

یک باران ناگهانی باعث پر شدن ناودان ها و زهکش ها شده بود.

A downpour of rain put out the children’s bonfire.

باران آتش سوزی کودکان را خاموش کرد.

The sudden downpour caught everyone off guard.

باران ناگهانی همه را غافلگیر کرد.

We had to seek shelter from the downpour.

ما مجبور شدیم از باران پناه بگیریم.

The downpour flooded the streets within minutes.

باران در عرض چند دقیقه خیابان ها را آب گرفت.

The downpour caused a delay in the outdoor event.

باران باعث تاخیر در رویداد فضای باز شد.

The downpour washed away all the dirt on the car.

باران تمام خاک روی ماشین را شست.

Despite the downpour, the concert went on as scheduled.

با وجود باران، کنسرت طبق برنامه پیش رفت.

The downpour created a soothing sound on the roof.

باران صدایی آرامش بخش روی پشت بام ایجاد کرد.

The downpour caused a temporary power outage in the area.

باران باعث قطعی برق موقت در منطقه شد.

The downpour left behind a trail of destruction.

باران ردی از ویرانی به جا گذاشت.

The downpour resulted in several traffic accidents.

باران منجر به چندین تصادف رانندگی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید