deluge

[ایالات متحده]/ˈdeljuːdʒ/
[بریتانیا]/ˈdeljuːdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیلاب بزرگ؛ باران شدید؛ غافلگیر کننده
vt. غافلگیر کردن؛ inundate.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردdeluges
صفت یا فعل حال استمراریdeluging
جمعdeluges
زمان گذشتهdeluged
قسمت سوم فعلdeluged

عبارات و ترکیب‌ها

deluge warning

هشدار سیل

flash deluge

سیل ناگهانی

deluge of emails

سیل ایمیل

torrential deluge

سیل شدید

deluge system

سیستم سیل

جملات نمونه

a deluge of complaints.

باران گلایه ها

a deluge of fan mail.

باران پست طرفداران

a deluge of rain hit the plains.

باران شدید به دشت‌ها زد.

be deluged with questions

با سوالات غرق شوند

He was deluged with questions.

او با سوالات غرق شد.

The minister was deluged with questions.

وزیر با سوالات غرق شد.

They deluged me with questions.

آنها من را با سوالات غرق کردند.

caravans were deluged by the heavy rains.

کاروان‌ها دچار سیلاب ناشی از باران‌های شدید شدند.

the ceaseless deluge had turned the lawn into a swamp.

سیل بی‌وقفه چمن را به مردابی تبدیل کرده بود.

he has been deluged with offers of work.

او با پیشنهادات کاری غرق شده است.

This little stream can become a deluge when it rains heavily.

این نهر کوچک می تواند در هنگام باران شدید به سیل تبدیل شود.

نمونه‌های واقعی

The first of the D's is digital deluge.

اولین مورد از Dها، سیل دیجیتالی است.

منبع: Essential Reading List for Self-Improvement

If this checks out, you're going to be deluged.

اگر اینطور باشد، شما غرق خواهید شد.

منبع: TED Talks (Audio Version) March 2015 Collection

This is the basis of a structure that will survive any deluge.

این اساس ساختاری است که از هرگونه سیل جان سالم به در خواهد برد.

منبع: Human Planet

Others say they pine for the past and try to ignore the deluge of news.

دیگران می گویند که دلتنگ گذشته هستند و سعی می کنند سیل اخبار را نادیده بگیرند.

منبع: VOA Standard English_Africa

Officials say it's the heaviest deluge the city has experienced in more than a decade.

مقامات می گویند که سنگین ترین سیل در بیش از یک دهه اخیر در شهر بوده است.

منبع: BBC Listening Collection July 2019

The deluge also damaged an estimated 20,000 houses.

سیل همچنین باعث آسیب به حدود 20000 خانه شد.

منبع: PBS English News

But the deluge, coupled with gale-force winds has also caused widespread flooding and damage.

اما سیل همراه با وزش باد شدید نیز باعث سیل و خسارت گسترده شده است.

منبع: BBC Listening Collection February 2020

The resulting deluge engulfed whole villages and forced more than 6,600 people to flee.

سیل ناشی از کل روستاها را در بر گرفت و بیش از 6600 نفر را مجبور به فرار کرد.

منبع: PBS English News

Some winners experience a deluge of unwelcome requests for money, so they wind up cutting themselves off from others.

برخی از برندگان سیل درخواست های ناخواسته برای پول را تجربه می کنند، بنابراین خود را از دیگران جدا می کنند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

The spring thaw caused the river to deluge the region.

ذوب بهار باعث شد رودخانه منطقه را در بر بگیرد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید