moodboard

[ایالات متحده]/ˈmuːdˌbɔːd/
[بریتانیا]/ˈmuːdˌbɔːrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کالاژ بصری از تصاویر، رنگ‌ها، مواد و کلمات که برای ارتباط با حالت یا سبک مورد نظر در یک پروژه خلاقی استفاده می‌شود؛ یک تخته مرجع برای مفاهیم مد یا سبک‌بندی که برای الهام بخشیدن و برنامه‌ریزی استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

make a moodboard

تولید یک مودبورد

create a moodboard

ایجاد یک مودبورد

share the moodboard

اشتراک گذاری مودبورد

update the moodboard

به‌روزرسانی مودبورد

review the moodboard

بررسی مودبورد

finalize the moodboard

تایید نهایی مودبورد

print the moodboard

چاپ مودبورد

moodboard ideas

ایده‌های مودبورد

moodboards for branding

مودبوردهای برای برندسازی

moodboarding session

جلسه مودبورد

جملات نمونه

we built a moodboard to define the brand’s color palette and typography.

ما یک مودبورد ساختیم تا پالت رنگ و نوع نوشتار برند را تعیین کنیم.

she presented a moodboard for the new apartment renovation.

او یک مودبورد برای بازسازی آپارتمان جدید ارائه داد.

the designer shared a moodboard with fabric swatches and texture references.

طراح یک مودبورد با نمونه پارچه و ارجاعات بافت به اشتراک گذاشت.

let’s update the moodboard with fresh inspiration from recent campaigns.

بیایید مودبورد را با الهام‌گیری جدید از کمپین‌های اخیر به‌روز کنیم.

before we start sketching, we’ll align on the moodboard and overall vibe.

قبل از شروع کشیدن اولیه، ما روی مودبورد و جو کلی هماهنگ خواهیم شد.

he pinned the moodboard to the studio wall for quick reference.

او مودبورد را روی دیوار استودیو کلیپ کرد تا به سرعت به آن دسترسی پیدا کند.

our moodboard includes lighting ideas, materials, and a warm neutral palette.

مودبورد ما ایده‌های روشنایی، مواد و یک پالت خنک گرم را شامل می‌شود.

the team refined the moodboard to match the client’s preferences.

تیم مودبورد را به گونه‌ای ریفاین کرد که با ترجیحات مشتری همخوانی داشته باشد.

she created a moodboard that captures a calm, minimalist aesthetic.

او یک مودبورد ایجاد کرد که یک زیبایی آرام و مینیمالیست را به خوبی نمایش می‌دهد.

we pulled together a moodboard to guide the photo shoot styling.

ما یک مودبورد جمع‌آوری کردیم تا سبک گرفتن عکس‌برداری را راهنمایی کند.

the moodboard sets the direction for the website redesign.

مودبورد جهت‌گیری برای باز طراحی وب‌سایت را تعیین می‌کند.

they iterated on the moodboard until the concept felt cohesive.

آن‌ها روی مودبورد تکرار کردند تا مفهوم به نظر یکپارچه برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید