mortifies me
من را شرمسنده میکند
mortifies others
دیگران را شرمسنده میکند
mortifies the soul
روح را شرمسنده میکند
mortifies my pride
غرور من را شرمسنده میکند
mortifies the heart
قلب را شرمسنده میکند
mortifies his ego
اوت را شرمسنده میکند
mortifies her spirit
روح او را شرمسنده میکند
mortifies my feelings
احساسات من را شرمسنده میکند
mortifies their confidence
اعتماد به نفس آنها را شرمسنده میکند
mortifies the audience
تماشاگران را شرمسنده میکند
she mortifies easily in social situations.
او به راحتی در موقعیتهای اجتماعی شرمس میکند.
his mistakes mortify him every time he remembers them.
اشتباهاتش هر بار که آنها را به یاد میآورد، او را شرمس میکنند.
it mortifies me to think about my past failures.
فکر کردن به شکستهای گذشته من شرمآور است.
being criticized in public mortifies him.
تبدید شدن از انتقاد در حضور دیگران او را شرمس میکند.
it's mortifying to admit you were wrong.
این شرمآور است که اعتراف کنید اشتباه کردهاید.
mortifies me
من را شرمسنده میکند
mortifies others
دیگران را شرمسنده میکند
mortifies the soul
روح را شرمسنده میکند
mortifies my pride
غرور من را شرمسنده میکند
mortifies the heart
قلب را شرمسنده میکند
mortifies his ego
اوت را شرمسنده میکند
mortifies her spirit
روح او را شرمسنده میکند
mortifies my feelings
احساسات من را شرمسنده میکند
mortifies their confidence
اعتماد به نفس آنها را شرمسنده میکند
mortifies the audience
تماشاگران را شرمسنده میکند
she mortifies easily in social situations.
او به راحتی در موقعیتهای اجتماعی شرمس میکند.
his mistakes mortify him every time he remembers them.
اشتباهاتش هر بار که آنها را به یاد میآورد، او را شرمس میکنند.
it mortifies me to think about my past failures.
فکر کردن به شکستهای گذشته من شرمآور است.
being criticized in public mortifies him.
تبدید شدن از انتقاد در حضور دیگران او را شرمس میکند.
it's mortifying to admit you were wrong.
این شرمآور است که اعتراف کنید اشتباه کردهاید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید