disparages

[ایالات متحده]/dɪsˈpærɪdʒɪz/
[بریتانیا]/dɪsˈpɛrɪdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به عنوان چیزی با ارزش کم در نظر گرفتن یا نشان دادن؛ انتقاد کردن یا کوچک شمردن کسی یا چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

disparages others

بی‌اعتنایی به دیگران

disparages achievements

بی‌اعتنایی به دستاوردها

disparages opinions

بی‌اعتنایی به نظرات

disparages efforts

بی‌اعتنایی به تلاش‌ها

disparages talents

بی‌اعتنایی به استعدادها

disparages beliefs

بی‌اعتنایی به باورها

disparages values

بی‌اعتنایی به ارزش‌ها

disparages work

بی‌اعتنایی به کار

disparages ideas

بی‌اعتنایی به ایده‌ها

disparages culture

بی‌اعتنایی به فرهنگ

جملات نمونه

he often disparages her efforts in front of others.

او اغلب تلاش‌های او را در حضور دیگران تحقیر می‌کند.

it is unprofessional to disparage your colleagues.

بی‌حرفه‌ای است که همکاران خود را تحقیر کنید.

she disparages the work of her competitors.

او کار رقبای خود را تحقیر می‌کند.

he disparages the importance of teamwork.

او اهمیت کار تیمی را تحقیر می‌کند.

it's wrong to disparage someone based on their background.

تحقیر کردن کسی بر اساس پیشینه‌اش اشتباه است.

she disparages the idea without giving it a chance.

او ایده‌ای را بدون اینکه به آن فرصتی بدهد، تحقیر می‌کند.

he disparages traditional methods in favor of new technology.

او روش‌های سنتی را به نفع فناوری‌های جدید تحقیر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید