mosaic

[ایالات متحده]/məʊˈzeɪɪk/
[بریتانیا]/moʊˈzeɪɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به موسی; متشکل از عناصر یا قطعات مختلف; تزئین شده با الگوهای پیچیده
n. یک تزئین یا تصویر که با تنظیم قطعات کوچک رنگی، مانند کاشی یا شیشه، به یک الگو شکل می‌گیرد; هنر یا تکنیک ایجاد چنین تزئینات یا تصاویری.
Word Forms
جمعmosaics

عبارات و ترکیب‌ها

mosaic art

هنر موزاییک

mosaic tiles

کاشی‌های موزاییکی

glass mosaic

موزاییک شیشه‌ای

mosaic virus

ویروس موزاییک

ceramic mosaic

موزاییک سرامیکی

tobacco mosaic virus

ویروس موزاییک تنباکو

mosaic disease

بیماری موزاییکی

mosaic law

قانون موزائیک

cucumber mosaic virus

موزاییک خیار ویروس

mosaic glass

شیشه موزاییکی

mosaic structure

ساختار موزاییکی

جملات نمونه

mosaic a design on a rosewood box.

یک طرح را روی یک جعبه چوب سرخ با موزاییک کنید.

the predominantly geometric mosaics at Silchester.

موزاییک‌های عمدتاً هندسی در سیلچستر

the cathedral was decorated with mosaic and inlay.

این کلیسا با موزاییک و معالق در تزئین بود.

the mosaics illustrate the Legends of the Saints.

موزاییک‌ها افسانه‌های قدیسین را نشان می‌دهند.

a mosaic of testimony from various witnesses.

مجموعه‌ای از شهادت‌های شاهدان مختلف

The sky this morning is a mosaic of blue and white.

آسمان امروز صبح، مجموعه‌ای از آبی و سفید است.

Mosaic attenuation pattern is a more inclusive term than the original terms mosaic oligemia and perfusion .

الگوی تضعف موزاییکی، اصطلاحی جامع‌تر از اصطلاحات اصلی، олиگمی موزاییکی و نفوذ است.

I was admiring the exquisite workmanship in the mosaic.

من داشت کاردستی های ظریف در موزاییک را تحسین می‌کردم.

the bird's plumage was a mosaic of slate-grey, blue, and brown.

پرهاى پرنده ترکیبی از خاکستری تیره، آبی و قهوه‌ای بود.

an incompetently constructed mosaic of competing interests.

یک موزاییک ناکارآمد از منافع متضاد.

The panel shows marked similarities with mosaics found elsewhere.

این پنل شباهت‌های قابل توجهی با موزاییک‌های یافت شده در سایر نقاط نشان می‌دهد.

Hefeng 44, Hefeng 45 were found to be double-resistant to Frogeye leafspot and Soybean Mosaic Virus.

مشخص شد که هفنگ 44 و هفنگ 45 در برابر لکه برگی Frogeye و ویروس موزاییک سویا دو برابر مقاوم هستند.

That’s what grouting mosaics is all about-mushing the gooey-ness into all the cracks.

همه چیز در مورد درزگذاری موزاییک‌ها این است - فشردن ماده چسبناک به همه ترک‌ها.

Both believe that the Mosaic cultus (temple, sacrifices,etc.) has been laid aside in the New Covenant.

هر دو معتقدند که فرقه موزاییک (معبد، قربانی‌ها و غیره) در پیمان جدید کنار گذاشته شده است.

Patches mosaic is the basic pr operty of community which makes the structure and function of ecosystem prolonge d maintaining.

پارچه‌های موزاییکی، ویژگی اساسی جوامع هستند که باعث افزایش ساختار و عملکرد اکوسیستم می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید