mothballing

[ایالات متحده]/'mɒθbɔːlɪŋ/
[بریتانیا]/'mɔːθbɔːlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ذخیره‌سازی چیزی برای استفاده در آینده؛ درمان چیزی با یک ماده نگهدارنده

عبارات و ترکیب‌ها

mothballing plans

متوقف کردن طرح‌ها

mothballing projects

متوقف کردن پروژه‌ها

mothballing strategies

متوقف کردن استراتژی‌ها

mothballing operations

متوقف کردن عملیات

mothballing assets

متوقف کردن دارایی‌ها

mothballing initiatives

متوقف کردن طرح‌های اولیه

mothballing resources

متوقف کردن منابع

mothballing facilities

متوقف کردن امکانات

mothballing investments

متوقف کردن سرمایه‌گذاری‌ها

mothballing technology

متوقف کردن فناوری

جملات نمونه

the company is mothballing its old factory.

شرکت در حال تعلیق کارخانه قدیمی خود است.

they decided on mothballing the project due to budget cuts.

آنها تصمیم گرفتند به دلیل کاهش بودجه پروژه را تعلیق کنند.

mothballing the equipment saved the organization money.

تعلیق تجهیزات باعث صرفه‌جویی در هزینه‌های سازمان شد.

the government is mothballing several military bases.

دولت در حال تعلیق چندین پایگاه نظامی است.

after the merger, they considered mothballing some of the locations.

پس از ادغام، آنها در نظر گرفتند برخی از مکان‌ها را تعلیق کنند.

mothballing the initiative was a tough decision.

تعلیق طرح یک تصمیم دشوار بود.

the city is mothballing its old transportation system.

شهر در حال تعلیق سیستم حمل و نقل قدیمی خود است.

she suggested mothballing the unused software until further notice.

او پیشنهاد کرد نرم‌افزار استفاده نشده تا اطلاع ثانوی تعلیق شود.

they are mothballing the unused assets to reduce costs.

آنها در حال تعلیق دارایی‌های استفاده نشده برای کاهش هزینه‌ها هستند.

the organization is mothballing its research department.

سازمان در حال تعلیق بخش تحقیقات خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید