artistic motifs
نمایههای هنری
cultural motifs
نمایههای فرهنگی
design motifs
نمایههای طراحی
literary motifs
نمایههای ادبی
symbolic motifs
نمایههای نمادین
decorative motifs
نمایههای تزئینی
visual motifs
نمایههای بصری
narrative motifs
نمایههای روایی
thematic motifs
نمایههای موضوعی
traditional motifs
نمایههای سنتی
the artist often incorporates nature motifs into her paintings.
هنرمند اغلب طرحهای الهام گرفته از طبیعت را در نقاشیهای خود گنجانده است.
in literature, recurring motifs can enhance the narrative.
در ادبیات، طرحهای تکراری میتوانند روایت را تقویت کنند.
traditional motifs are prevalent in cultural festivals.
طرحهای سنتی در جشنوارههای فرهنگی رایج هستند.
designers often use geometric motifs in modern architecture.
طراحان اغلب از طرحهای هندسی در معماری مدرن استفاده میکنند.
her fashion collection features floral motifs prominently.
کلکسیون مد او به طور برجسته شامل طرحهای گل است.
motifs of love and loss are common in poetry.
طرحهای عشق و فقدان در شعر رایج هستند.
the film uses historical motifs to tell its story.
فیلم از طرحهای تاریخی برای روایت داستان خود استفاده میکند.
many cultures have unique motifs that represent their heritage.
فرهنگهای بسیاری طرحهای منحصربهفردی دارند که نشاندهنده میراث آنها هستند.
motifs in music can create a sense of continuity.
طرحهای موجود در موسیقی میتوانند احساس پیوستگی ایجاد کنند.
architectural motifs can reveal a lot about a civilization.
طرحهای معماری میتوانند اطلاعات زیادی در مورد یک تمدن آشکار کنند.
artistic motifs
نمایههای هنری
cultural motifs
نمایههای فرهنگی
design motifs
نمایههای طراحی
literary motifs
نمایههای ادبی
symbolic motifs
نمایههای نمادین
decorative motifs
نمایههای تزئینی
visual motifs
نمایههای بصری
narrative motifs
نمایههای روایی
thematic motifs
نمایههای موضوعی
traditional motifs
نمایههای سنتی
the artist often incorporates nature motifs into her paintings.
هنرمند اغلب طرحهای الهام گرفته از طبیعت را در نقاشیهای خود گنجانده است.
in literature, recurring motifs can enhance the narrative.
در ادبیات، طرحهای تکراری میتوانند روایت را تقویت کنند.
traditional motifs are prevalent in cultural festivals.
طرحهای سنتی در جشنوارههای فرهنگی رایج هستند.
designers often use geometric motifs in modern architecture.
طراحان اغلب از طرحهای هندسی در معماری مدرن استفاده میکنند.
her fashion collection features floral motifs prominently.
کلکسیون مد او به طور برجسته شامل طرحهای گل است.
motifs of love and loss are common in poetry.
طرحهای عشق و فقدان در شعر رایج هستند.
the film uses historical motifs to tell its story.
فیلم از طرحهای تاریخی برای روایت داستان خود استفاده میکند.
many cultures have unique motifs that represent their heritage.
فرهنگهای بسیاری طرحهای منحصربهفردی دارند که نشاندهنده میراث آنها هستند.
motifs in music can create a sense of continuity.
طرحهای موجود در موسیقی میتوانند احساس پیوستگی ایجاد کنند.
architectural motifs can reveal a lot about a civilization.
طرحهای معماری میتوانند اطلاعات زیادی در مورد یک تمدن آشکار کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید