tendencies

[ایالات متحده]/ˈtɛndənsiːz/
[بریتانیا]/ˈtɛn.dən.siːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع تمایل؛ گرایش‌ها یا روندها؛ جناح‌های افراطی درون یک حزب سیاسی

عبارات و ترکیب‌ها

behavioral tendencies

تمایلات رفتاری

social tendencies

تمایلات اجتماعی

cognitive tendencies

تمایلات شناختی

emotional tendencies

تمایلات عاطفی

developmental tendencies

تمایلات رشدی

cultural tendencies

تمایلات فرهنگی

group tendencies

تمایلات گروهی

market tendencies

تمایلات بازار

personal tendencies

تمایلات شخصی

political tendencies

تمایلات سیاسی

جملات نمونه

people often show tendencies towards certain behaviors.

افراد اغلب تمایلات رفتاری خاصی نشان می‌دهند.

his tendencies to procrastinate have affected his work.

تمایل او به تعلل بر کارش تأثیر گذاشته است.

there are tendencies in society that influence our choices.

تمایلات در جامعه وجود دارد که بر انتخاب‌های ما تأثیر می‌گذارد.

she has a tendency to overthink situations.

او تمایل دارد موقعیت‌ها را بیش از حد تحلیل کند.

understanding your tendencies can help improve your life.

درک تمایلات خود می‌تواند به بهبود زندگی شما کمک کند.

some people have a tendency to be more introverted.

برخی افراد تمایل دارند درون‌گرا باشند.

the data shows tendencies in consumer behavior.

داده‌ها نشان‌دهنده تمایلات در رفتار مصرف‌کننده است.

she noticed a tendency to repeat past mistakes.

او متوجه شد که تمایلی به تکرار اشتباهات گذشته وجود دارد.

his tendencies towards leadership were evident from a young age.

تمایلات او به سمت رهبری از سنین پایین آشکار بود.

there are cultural tendencies that shape our perspectives.

تمایلات فرهنگی وجود دارد که دیدگاه‌های ما را شکل می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید