motivator

[ایالات متحده]/'məutiveitə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی یا چیزی که عمل را تحریک می‌کند، یک عامل تشویق‌کننده.
Word Forms

جملات نمونه

He is a great motivator in the workplace.

او یک motivator عالی در محیط کار است.

A good motivator can inspire others to achieve their goals.

یک motivator خوب می‌تواند دیگران را برای دستیابی به اهدافشان الهام بخشد.

She serves as a motivator for her team members.

او به عنوان یک motivator برای اعضای تیم خود عمل می‌کند.

The coach acts as a motivator for the players.

مربی به عنوان یک motivator برای بازیکنان عمل می‌کند.

The motivator encouraged the students to work hard.

motivator از دانش‌آموزان خواست که سخت تلاش کنند.

He is known as a skilled motivator in the industry.

او به عنوان یک motivator ماهر در صنعت شناخته شده است.

The motivator's words inspired the team to push harder.

کلمات motivator الهام بخش تیم برای تلاش بیشتر بودند.

She acts as a motivator for her friends during tough times.

او در زمان‌های سخت به عنوان یک motivator برای دوستان خود عمل می‌کند.

The motivator's positive attitude is contagious among the team members.

نگرش مثبت motivator در بین اعضای تیم مسری است.

His role as a motivator has helped many people achieve success.

نقش او به عنوان یک motivator به بسیاری از افراد کمک کرده تا به موفقیت دست یابند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید