motorbuses arrive
موتور سیکلتها میآیند
riding motorbuses
سوار شدن روی موتور سیکلتها
many motorbuses
بیشمار موتور سیکلتها
motorbuses pass
موتور سیکلتها میگذرند
parked motorbuses
موتور سیکلتهای پارک شده
motorbuses leaving
موتور سیکلتهای خارج شده
new motorbuses
موتور سیکلتهای جدید
motorbuses stopped
موتور سیکلتهای متوقف شده
motorbuses waiting
موتور سیکلتهای در حال انتظار
full motorbuses
موتور سیکلتهای پر
the city council approved the purchase of new motorbuses.
شورای شهر خرید جدیدی از موتورسیکلتهای اتوبوس را تأیید کرد.
several motorbuses were delayed due to heavy traffic.
چندین موتورسیکلت اتوبوس به دلیل ترافیک سنگین دچار تاخیر شدند.
passengers crowded onto the motorbuses during rush hour.
مسافران در ساعت اوج ترافیک به موتورسیکلتهای اتوبوس پر شدند.
the motorbuses followed a strict route schedule.
موتورسیکلتهای اتوبوس به یک برنامه مسیری دقیق پایبند بودند.
we waited at the bus stop for the next motorbuses.
ما در ایستگاه اتوبوس برای موتورسیکلتهای اتوبوس بعدی منتظر ماندیم.
the motorbuses provide an affordable transportation option.
موتورسیکلتهای اتوبوس یک گزینه مقرون به صرفه برای حمل و نقل فراهم میکنند.
the motorbuses are equipped with wheelchair accessibility features.
موتورسیکلتهای اتوبوس با ویژگیهای دسترسی صندلی چرخ دوچرخه تجهیز شدهاند.
the motorbuses often get stuck in rush hour traffic.
موتورسیکلتهای اتوبوس معمولاً در ترافیک ساعت اوج گیر میکنند.
the motorbuses ran late because of a mechanical failure.
موتورسیکلتهای اتوبوس به دلیل خرابی مکانیکی دچار تاخیر شدند.
the motorbuses are regularly inspected for safety.
موتورسیکلتهای اتوبوس به طور منظم برای ایمنی بررسی میشوند.
the motorbuses connected the suburbs to the city center.
موتورسیکلتهای اتوبوس مناطق پیرامون شهر را به مرکز شهر متصل میکردند.
the motorbuses were brightly colored and easy to identify.
موتورسیکلتهای اتوبوس رنگهای زیبایی داشتند و شناسایی آنها آسان بود.
motorbuses arrive
موتور سیکلتها میآیند
riding motorbuses
سوار شدن روی موتور سیکلتها
many motorbuses
بیشمار موتور سیکلتها
motorbuses pass
موتور سیکلتها میگذرند
parked motorbuses
موتور سیکلتهای پارک شده
motorbuses leaving
موتور سیکلتهای خارج شده
new motorbuses
موتور سیکلتهای جدید
motorbuses stopped
موتور سیکلتهای متوقف شده
motorbuses waiting
موتور سیکلتهای در حال انتظار
full motorbuses
موتور سیکلتهای پر
the city council approved the purchase of new motorbuses.
شورای شهر خرید جدیدی از موتورسیکلتهای اتوبوس را تأیید کرد.
several motorbuses were delayed due to heavy traffic.
چندین موتورسیکلت اتوبوس به دلیل ترافیک سنگین دچار تاخیر شدند.
passengers crowded onto the motorbuses during rush hour.
مسافران در ساعت اوج ترافیک به موتورسیکلتهای اتوبوس پر شدند.
the motorbuses followed a strict route schedule.
موتورسیکلتهای اتوبوس به یک برنامه مسیری دقیق پایبند بودند.
we waited at the bus stop for the next motorbuses.
ما در ایستگاه اتوبوس برای موتورسیکلتهای اتوبوس بعدی منتظر ماندیم.
the motorbuses provide an affordable transportation option.
موتورسیکلتهای اتوبوس یک گزینه مقرون به صرفه برای حمل و نقل فراهم میکنند.
the motorbuses are equipped with wheelchair accessibility features.
موتورسیکلتهای اتوبوس با ویژگیهای دسترسی صندلی چرخ دوچرخه تجهیز شدهاند.
the motorbuses often get stuck in rush hour traffic.
موتورسیکلتهای اتوبوس معمولاً در ترافیک ساعت اوج گیر میکنند.
the motorbuses ran late because of a mechanical failure.
موتورسیکلتهای اتوبوس به دلیل خرابی مکانیکی دچار تاخیر شدند.
the motorbuses are regularly inspected for safety.
موتورسیکلتهای اتوبوس به طور منظم برای ایمنی بررسی میشوند.
the motorbuses connected the suburbs to the city center.
موتورسیکلتهای اتوبوس مناطق پیرامون شهر را به مرکز شهر متصل میکردند.
the motorbuses were brightly colored and easy to identify.
موتورسیکلتهای اتوبوس رنگهای زیبایی داشتند و شناسایی آنها آسان بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید