motorcyclist

[ایالات متحده]/ˈməʊtəˌsaɪklɪst/
[بریتانیا]/'motɚsaɪklɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که موتورسیکلت سوار می‌شود
Word Forms

جملات نمونه

a motorcyclist clad in leather

یک موتورسوار با لباس چرمی

This motorcyclist who is motorial is cycling in the motordrome.

این موتورسوار که موتوری است، در موتودروم دوچرخه سواری می‌کند.

The motorcyclists rammed down the highway.

موتورسواران با سرعت در بزرگراه حرکت کردند.

The motorcyclist had a brush with danger as he skidded round the bend.

موتورسوار در حین انحراف، با خطر روبرو شد.

The motorcyclist must have been doing a ton as he passed me.

به نظر می‌رسد موتورسوار با سرعت بسیار از کنار من رد شد.

The motorcyclist wore a helmet for safety.

موتورسوار به دلیل ایمنی کلاه ایمنی به سر داشت.

The motorcyclist revved up the engine before taking off.

موتورسوار قبل از حرکت موتور را گاز داد.

The motorcyclist rode through the winding mountain roads.

موتورسوار در جاده‌های کوهستانی پیچ‌درپیچ رانندگی کرد.

The motorcyclist signaled before making a turn.

موتورسوار قبل از گردش، علامت داد.

The motorcyclist felt the rush of adrenaline as he sped down the highway.

موتورسوار در حین سرعت در بزرگراه، احساس هورمون آدرنالین کرد.

The motorcyclist practiced safe driving habits on the road.

موتورسوار عادات رانندگی ایمن را در جاده تمرین کرد.

The motorcyclist enjoyed the freedom of the open road.

موتورسوار از آزادی جاده‌های آزاد لذت برد.

The motorcyclist navigated through traffic with skill.

موتورسوار با مهارت در ترافیک حرکت کرد.

The motorcyclist experienced a sense of camaraderie with other bikers.

موتورسوار احساس همبستگی با موتورسواران دیگر داشت.

The motorcyclist maintained his bike regularly to ensure optimal performance.

موتورسوار به طور منظم موتورسیکلت خود را برای اطمینان از عملکرد بهینه حفظ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید