motorhomes

[ایالات متحده]/[ˈmɔːtərˌhəʊmz]/
[بریتانیا]/[ˈmoʊtərˌhoʊmz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وسیله نقلیه بزرگ که به عنوان خانه استفاده می‌شود و امکانات زندگی در آن فراهم است و برای سفر استفاده می‌شود؛ جمع موترهم (motorhome)

عبارات و ترکیب‌ها

motorhomes for sale

ایموز موتوری برای فروش

renting motorhomes

اجاره ایموز موتوری

new motorhomes

ایموزهای موتوری جدید

luxury motorhomes

ایموزهای موتوری لوکس

used motorhomes

ایموزهای موتوری مصرف شده

motorhome travel

سفر با ایموز موتوری

buying motorhomes

خرید ایموز موتوری

motorhome parks

پارک ایموز موتوری

motorhomes near me

ایموزهای موتوری در نزدیکی من

motorhome life

زندگی با ایموز موتوری

جملات نمونه

we rented a spacious motorhome for our cross-country road trip.

ما یک موترخانه گسترده را برای سفر خودرویی ما در سراسر کشور اجاره کردیم.

the motorhome park offered stunning views of the mountain range.

پارک موترخانه دید زیبایی از محدوده کوه‌ها را ارائه می‌داد.

they meticulously planned their motorhome route through the national parks.

آن‌ها مسیر موترخانه‌ای خود را به دقت از طریق پارک‌های ملی برنامه‌ریزی کردند.

our aging motorhome needed a significant engine overhaul.

موترخانه‌ی پیر ما نیاز به بازسازی قابل توجه موتور داشت.

the kids loved playing games inside the cozy motorhome.

کودکان دوست داشتند در داخل موترخانه‌ی ملکه‌ای بازی‌هایی بازی کنند.

we carefully secured all the belongings inside the motorhome before driving.

ما قبل از راندمان، تمام وسایل داخل موترخانه را به دقت امن‌سازی کردیم.

buying a new motorhome is a major financial investment.

خرید یک موترخانه جدید یک سرمایه‌گذاری مالی مهم است.

the motorhome's kitchen was surprisingly well-equipped.

آشپزخانه موترخانه به‌طور شگفت‌آوری به‌خوبی تجهیز شده بود.

they spent a week exploring the coastline in their motorhome.

آن‌ها یک هفته را در موترخانه خود به دنبال کاوش در ساحل گذراندند.

we parked the motorhome near the lake for a peaceful evening.

ما موترخانه را در نزدیکی دریاچه پارک کردیم تا یک عصر آرام داشته باشیم.

the motorhome's generator provided power during the blackout.

ژنراتور موترخانه در زمان قطع برق، توان تامین می‌کرد.

they sold their house and now travel full-time in a motorhome.

آن‌ها خانه‌ی خود را فروختند و حالا تمام وقت در یک موترخانه سفر می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید