mounds

[ایالات متحده]/maʊndz/
[بریتانیا]/maʊndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع تپه؛ انبوه یا توده بزرگ

عبارات و ترکیب‌ها

mounds of dirt

توده های خاک

mounds of snow

توده های برف

mounds of food

توده های غذا

mounds of sand

توده های شن

mounds of grass

توده های چمن

mounds of clay

توده های خاک رس

mounds of laundry

توده های لباس

mounds of leaves

توده های برگ

mounds of paper

توده های کاغذ

mounds of debris

توده های زباله

جملات نمونه

the children built mounds of sand at the beach.

کودکان توده‌های شن را در ساحل ساختند.

the archaeologists discovered ancient burial mounds.

باستان‌شناسان توده‌های مقبره‌های باستانی را کشف کردند.

she planted flowers in the mounds of soil.

او گل‌ها را در توده‌های خاک کاشت.

the farmer created mounds for better drainage.

کشاورز برای زهکشی بهتر توده‌هایی ایجاد کرد.

they noticed mounds of dirt in the backyard.

آنها توده‌های خاک را در حیاط پشتی متوجه شدند.

the rabbit made its home in the grassy mounds.

خرگوش خانه‌اش را در توده‌های چمن ساخت.

we saw mounds of leaves after the storm.

ما توده‌های برگ را پس از طوفان دیدیم.

he carefully shaped the mounds of clay for his sculpture.

او با دقت توده‌های خاک رس را برای مجسمه‌اش شکل داد.

the mounds of snow made it difficult to drive.

توده‌های برف رانندگی را دشوار می‌کرد.

she used mounds of fabric to create a beautiful dress.

او از توده‌های پارچه برای ایجاد یک لباس زیبا استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید