heap

[ایالات متحده]/hiːp/
[بریتانیا]/hiːp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انباشت؛ توده؛ مقدار زیاد
vt. انباشتن؛ تلنبار کردن
vi. در یک توده انباشته شدن
Word Forms
جمعheaps
شکل سوم شخص مفردheaps
زمان گذشتهheaped
قسمت سوم فعلheaped
صفت یا فعل حال استمراریheaping

عبارات و ترکیب‌ها

heap of clothes

توده لباس

heap of garbage

توده زباله

heap of sand

توده شن

heaps of

توده های

a heap of

توده ای از

heap up

انباشته کردن

heap sort

مرتب‌سازی توده‌ای

managed heap

توده مدیریت شده

scrap heap

انبارهای ضایعات

compost heap

کومه کمپوست

جملات نمونه

a heap of clothes

توده ای از لباس

to heap praise on someone

برای بارش تحسین بر روی کسی

a heap of problems

توده ای از مشکلات

to heap insults on someone

برای بارش توهین بر روی کسی

a heap of books

توده ای از کتاب

to heap blame on someone

برای بارش سرزنش بر روی کسی

a heap of rubble

توده ای از آوار

to heap scorn on something

برای بارش تحقیر بر روی چیزی

a heap of dishes

توده ای از ظروف

to heap rewards on someone

برای بارش پاداش بر روی کسی

نمونه‌های واقعی

Just heaps and heaps of books.

توده های بی شمار کتاب.

منبع: Architectural Digest

There he saw great heaps of gold.

او آنجا توده های بزرگ طلا را دید.

منبع: American Elementary School English 4

In 10 seconds, what was once 350 feet tall became a heap of rubble.

در 10 ثانیه، آنچه زمانی 350 فوت ارتفاع داشت به یک توده آوار تبدیل شد.

منبع: CNN 10 Student English March 2018 Collection

Even summer insects heap silence for me Silent is Cambridge tonight!

حتی حشرات تابستان برای من سکوت را انباشته اند. امشب کمبریج ساکت است!

منبع: CET-4 Morning Reading English

Snape fell into a crumpled heap on the ground.

اسنیپ به یک توده چروکیده روی زمین افتاد.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

Apparently February is the trash heap of the calendar, just do whatever feels good.

به ظاهر، فوریه زباله دان تقویم است، فقط هر کاری که احساس خوبی دارد را انجام دهید.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

Slowly, the boy began to walk round the writhing heap of snakes.

به آرامی، پسر شروع به چرخیدن در اطراف توده ماران پیچ و تاب خورد.

منبع: Brave New World

And what could that favor be, unless to multiply his heaps of treasure?

و آن لطف چه می تواند باشد، مگر اینکه توده های گنج او را افزایش دهد؟

منبع: American Elementary School English 5

He pointed to several big heaps of stones along the side of the road.

او به چندین توده بزرگ سنگ در کنار جاده اشاره کرد.

منبع: Thirty-nine Steps (Difficulty Level 4)

A heap of old clothes was lying in the corner.

توده ای از لباس های قدیمی در گوشه قرار داشت.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید