mouthpart

[ایالات متحده]/ˈmaʊtpɑːt/
[بریتانیا]/ˈmaʊtˌpɑrt/

ترجمه

n. (حشرات) بخشی از دهان که برای تغذیه استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

mouthpart structure

ساختار قطعه دهانی

mouthpart anatomy

آناتومی قطعه دهانی

mouthpart adaptation

سازگاری قطعه دهانی

mouthpart function

عملکرد قطعه دهانی

mouthpart morphology

ریخت‌شناسی قطعه دهانی

mouthpart classification

طبقه بندی قطعه دهانی

mouthpart variation

تنوع قطعه دهانی

mouthpart types

انواع قطعه دهانی

mouthpart size

اندازه قطعه دهانی

mouthpart development

توسعه قطعه دهانی

جملات نمونه

the insect's mouthpart is adapted for piercing plants.

دهان حشره برای سوراخ کردن گیاهان سازگار شده است.

different species have unique mouthpart structures.

گونه‌های مختلف دارای ساختارهای دهانی منحصربه‌فرد هستند.

scientists study mouthpart variations to understand feeding habits.

دانشمندان تنوع در ساختارهای دهانی را برای درک عادات تغذیه مطالعه می‌کنند.

the mouthpart of the mosquito is designed for sucking blood.

دهان پشه‌ برای مکیدن خون طراحی شده است.

some fish have specialized mouthparts for catching prey.

برخی از ماهی‌ها دارای ساختارهای دهانی تخصصی برای گرفتن طعمه هستند.

the mouthpart morphology can indicate the ecological role of the species.

مورفولوژی دهان می‌تواند نشان‌دهنده نقش اکولوژیکی گونه باشد.

understanding mouthpart evolution helps in classifying insects.

درک تکامل دهان به طبقه‌بندی حشرات کمک می‌کند.

some crustaceans possess unique mouthparts for scavenging.

برخی از Crustaceanها دارای ساختارهای دهانی منحصربه‌فرد برای جمع‌آوری غذا هستند.

the mouthpart of the butterfly is coiled to sip nectar.

دهان پروانه به صورت مارپیچ است تا بتواند شهد را بنوشد.

a detailed study of mouthparts can reveal dietary preferences.

بررسی دقیق ساختارهای دهانی می‌تواند ترجیحات غذایی را نشان دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید