political mouthpieces
گویایان سیاسی
media mouthpieces
گویایان رسانه
mouthpieces for
گویایان برای
corporate mouthpieces
گویایان شرکتی
mouthpieces of
گویایان از
mouthpieces used
گویایان مورد استفاده
official mouthpieces
گویایان رسمی
mouthpieces speak
گویایان صحبت میکنند
trusted mouthpieces
گویایان مورد اعتماد
mouthpieces convey
گویایان منتقل میکنند
many politicians use mouthpieces to convey their messages.
بسیاری از سیاستمداران از سخنگوها برای انتقال پیام های خود استفاده می کنند.
the company's mouthpieces often speak on behalf of the ceo.
سخنگوی شرکت اغلب از طرف مدیر عامل صحبت می کند.
journalists can sometimes be seen as mouthpieces for the government.
گاهی اوقات روزنامه نگاران را می توان به عنوان سخنگوی دولت دید.
public relations mouthpieces play a crucial role in shaping public opinion.
سخنگوی روابط عمومی نقش مهمی در شکل دادن به افکار عمومی ایفا می کند.
he acted as a mouthpiece for the organization during the crisis.
او در طول بحران به عنوان سخنگوی سازمان عمل کرد.
some celebrities are mouthpieces for various charitable causes.
برخی از مشاهیر سخنگوی اهداف خیریه مختلف هستند.
in debates, the candidates often use mouthpieces to amplify their views.
در مناظره ها، نامزدها اغلب از سخنگوها برای تقویت دیدگاه های خود استفاده می کنند.
the mouthpieces of the brand are essential for its marketing strategy.
سخنگوی برند برای استراتژی بازاریابی آن ضروری است.
activists often serve as mouthpieces for the voiceless.
فعالیت ها اغلب به عنوان سخنگوی بی صداها خدمت می کنند.
she is known as one of the best mouthpieces in the industry.
او به عنوان یکی از بهترین سخنگویان این صنعت شناخته می شود.
political mouthpieces
گویایان سیاسی
media mouthpieces
گویایان رسانه
mouthpieces for
گویایان برای
corporate mouthpieces
گویایان شرکتی
mouthpieces of
گویایان از
mouthpieces used
گویایان مورد استفاده
official mouthpieces
گویایان رسمی
mouthpieces speak
گویایان صحبت میکنند
trusted mouthpieces
گویایان مورد اعتماد
mouthpieces convey
گویایان منتقل میکنند
many politicians use mouthpieces to convey their messages.
بسیاری از سیاستمداران از سخنگوها برای انتقال پیام های خود استفاده می کنند.
the company's mouthpieces often speak on behalf of the ceo.
سخنگوی شرکت اغلب از طرف مدیر عامل صحبت می کند.
journalists can sometimes be seen as mouthpieces for the government.
گاهی اوقات روزنامه نگاران را می توان به عنوان سخنگوی دولت دید.
public relations mouthpieces play a crucial role in shaping public opinion.
سخنگوی روابط عمومی نقش مهمی در شکل دادن به افکار عمومی ایفا می کند.
he acted as a mouthpiece for the organization during the crisis.
او در طول بحران به عنوان سخنگوی سازمان عمل کرد.
some celebrities are mouthpieces for various charitable causes.
برخی از مشاهیر سخنگوی اهداف خیریه مختلف هستند.
in debates, the candidates often use mouthpieces to amplify their views.
در مناظره ها، نامزدها اغلب از سخنگوها برای تقویت دیدگاه های خود استفاده می کنند.
the mouthpieces of the brand are essential for its marketing strategy.
سخنگوی برند برای استراتژی بازاریابی آن ضروری است.
activists often serve as mouthpieces for the voiceless.
فعالیت ها اغلب به عنوان سخنگوی بی صداها خدمت می کنند.
she is known as one of the best mouthpieces in the industry.
او به عنوان یکی از بهترین سخنگویان این صنعت شناخته می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید